اعدام و نقائص كه لازم بر ماهيّات ممكن هستند زيرا اين نوع از اعدام ، تنها از مرتبهء وجود و حدّ آن ( يعنى ماهيّت ) انتزاع شدهاند ( پس ماهيّت ممكن استعداد و قابليّت بيش از آن كمال را ندارد تا فقدان آن كمال نيز محسوب شود پس كمال فرضشده براى ماهيّت ممكن در حقيقت كمال براى ماهيّت ممكن نيست تا فقدانش شرّ براى آن موجود باشد ) .
در عالم تجرّد ، شرّ نيست
از مطالب بالا روشن گرديد كه در عالم تجرّد تامّ ، شرّى نيست زيرا ذوات مجرّدات با اثبات مبدأشان ثبوت دارند و لذا راهى براى عدم به ذواتشان نيست .
و نيز براى عروض اعدام بر مجرّدات تامّ ، اعدامى كه منافى با كمالات مجرّدات بوده ، نقيض آنها هستند ، راهى نيست زيرا از همان هنگام پيدايش مجرّدات ، كمالات براى آنها موجود مىباشد پس مجال و مورد شرّ و مدار آن تنها عالم مادّه است كه اضداد در اين عالم با يكديگر تنازع داشته ، تمانع دارند ، درحاليكه اسباب آنها مختلف بوده ، حركات جوهرى و عرضى كه ملازم تغيير از ذاتى به ذات ديگر ، و از كمالى به كمال ديگر است ، تنها در عالم مادّه ، جارى است و شرور از لوازم وجود مادّه هستند كه قابل صور مختلف و كمالات متنوّع مخالف هم مىباشند منتهى شرّها بهر كيفيّتى كه واقع شوند در مقايسه با خيرها و در مقابل آنها ، مغلوب و حقير مىباشند . « 1 »
دليل آن را ارسطو معلّم اوّل چنين بيان مىكند :
اقسام خير و شرّ نزد ارسطو
اشياء به ملاحظهء خيرات و شرورى كه منتسب به خيرات هستند ( به حسب احتمالات عقلى ) پنج قسم مىباشند : يا خير محضاند يا شرّ محض و يا خير آنها غالب بر شرّ آنهاست يا
هامش
( 1 ) - مطارحات ص 466 و ص 473 - قبسات ص 433 و ص 435 و ص 437 - تلويحات ص 78 و ص 95 - اسفار ج 7 ص 68 و ص 77 و ص 79 و ص 81 . ( شارح )