اين عمل بوده ، آيا كمال است براى او يا شرّ است ؟ مسلّما اين عمل قاتل نسبت به خودش كمال است نه شرّ .
و نيز شمشير و تيز و برنده بودن آن نيز كمال شمشير است و آن نيز شرّ نيست و پذيرش و انفعال گردن مقتول و نرم بودن آن نيز ، كمال بدنى مقتول بوده ، شرّ نمىباشد و همچنين ساير احتمالات وجودى موجود در عمل قتل ، پس شرّ نيست جز ازهاق روح و خارج كردن آن از بدن و بطلان حيات كه امر عدمى است و از مطالب گذشته روشن گرديد كه محسوب داشتن برخى از وجودها را از جمله شرور به جهت اينكه از آن ، قصد ضرر و زيان به غير مىشود اين سرّ بودن بالعرض است نه بالذّات مثل شخص قاتل و شمشير در مثال بالا .
اشكال « 1 »
« الم » ( بهمعناى ادراك منافى با طبع انسان از آنجهت كه منافى است ) از جملهء ادراكات و اين معنى غير از تفرّق اتّصالى اجزاى بدن است كه به قطع ( با شمشير و غير آن مثلا ) حاصل مىگردد .
« الم » به حكم وجدان ، امر وجودى است و از اينجا ، قول فلاسفه نقض مىگردد كه گفتهاند : « شرّ بالذّات ، امر عدمى است » مگر اينكه ( دست بدعا برداشته ! ! ادّعا كنيم كه ) از اين عبارت ( يعنى شرّ بالذّات ، امر عدمى است ) اراده مىشود كه منشأ شرّ بودن ( يعنى منشأ بودن شىاى براى تحقّق شرّ ) همواره يك امر عدمى است گرچه خود شرّ در برخى از موارد ، امر وجودى باشد .
پاسخ :
صدر المتألّهين ( ره ) در اسفار از اشكال و نقض بالا ( كه محقّق دوّانى آن را در حاشيهء شرح تجريد مطرح ساخته است ) چنين پاسخ داده است : « الم عبارت است از ادراك منافى
هامش
( 1 ) - اسفار ج 7 ص 63 و ج 4 ص 126 . ( شارح )