تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦

درس شصت و ششّم ( 66 )

فصل هيجدهم در خير و شرّ و دخول شرّ در قضاء الهى

خير « 1 » چيزى است كه هر شىءاى طالب آن بوده ، آن را قصد و آن را دوست داشته و به طبع خويش بسوى آن متوجّه است و هنگامى كه امرى بين اشياء براى فاعل متردّد شد مورد اختيار ، بهترين آنها مىباشد پس خير از سه صورت خارج نيست : يا كمال وجودى است كه وجود شىء ، متوقّف بر آن است مثل علّت نسبت به معلولش . و يا كمال اوّلى است كه همان وجود شىء به ملاحظهء ذاتش مىباشد ( بنفسه ) يا كمال ثانوى است كه شىء به آن ، استكمال يافته و به واسطهء اين استكمال ، نقصى زائل مىگردد . و شرّ ، مقابل خير بوده ، عبارت از عدم ذات يا عدم كمال ذات مىباشد و دليل « 2 » بر
هامش
( 1 ) - الهيّات شفا مقالهء نهّم فصل ششّم - النّجّاة ص 284 و ص 291 - المباحث المشرقيّه ج 2 ص 519 - اسفار ج 7 ص 58 و ص 62 . ( شارح ) ( 2 ) - حكمة الاشراق مقالهء پنجم ص 520 - اسفار ج 7 ص 59 . ( شارح )