تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
ملاحظه را نظر بدوى افاده مىكند ، و امّا قرب در فاعل قريب ، همان معنائى است كه نظر دقيق فلسفى آن را افاده مىكند ( پس اگر نظر دقيق فلسفى را ملاحظه كنيم خداوند ، فاعل قريب همه افعال در عالم وجودات مىباشد و اگر براى وجود ماهيّات علل و معلولات ، نفسيّتى قائل باشيم اعتبار فاعل بعيد بودن واجب بالذّات ، نتيجه مىشود ) . و واضح و روشن است كه بين استناد فعل بفاعلى كه واجب بالذّات است و بين استناد فعل بفاعلى كه موضوع فعل است مثل انسان مثلا ، تدافع و تعارضى نيست زيرا فاعليّت در اينجا طولى است نه عرضى ( فاعليّت انسان در طول فاعليّت واجب بالذات است نه در عرض آن ) .

عقيدهء معتزله در افعال اختيارى انسان

[ دليل اول معتزله ]

معتزله و پيروان آنها كه فرقه‌اى از متكلّمين اهل سنّت مىباشند معتقدند كه افعال اختيارى انسان ، مخلوق انسان است و براى واجب بالذّات در برابر اين افعال ، شأنى و موقفى نيست جز اينكه تقدير كند انسان را بر انجام فعل به اين‌ترتيب كه براى انسان خلق كند اسبابى را كه بوسيلهء اين اسباب خداوند ، فعل را براى انسان مقدّر مىكند ، مثل قوا و جوارح كه بوسيلهء آنها انسان فعل را به اختيارش انجام ميدهد اختيارى كه براى انسان فعل و ترك را تصحيح مىكند پس براى انسان است كه فعل را ترك كند گرچه واجب بالذات ، آن را اراده كرده است و يا آن را انجام دهد گرچه واجب بالذّات ، آن را مكروه و ناخوشايند ميداند و براى واجب بالذّات در فعلش صنع و ساختار خاصّى نيست .

دليل ديگر معتزله

علاوه بر اين فعل ، اگر مخلوق واجب بالذّات باشد پس او است تنها فاعل آن نه انسان و در اين‌صورت ، ديگر مكلّف ساختن خداوند ، انسان را به امر و نهى و وعد و وعيد ، معنائى نيست و نه بر استحقاق ثواب و عقاب در مقابل طاعت و معصيت ، معناى محصّلى وجود دارد و نه فعل و تركى براى انسان هست .