درس شصت و چهارم ( 64 )
فصل چهاردهّم در اينكه واجب بالذّات مبدأ هر ممكن موجود است و بدنبال آن طرح عنون شمول ارادهء واجب بر افعال « 1 »
اصول گذشته اين حقيقت را روشن ساخت كه اصيل از هرچيز ، وجود آنچيز است و اينكه موجود ، به واجب بالذّات و واجب بالغير تقسيم مىگردد و اينكه ماسواى واجب بالذّات خواه جوهر و خواه عرض و به عبارت ديگر خواه ذات يا صفت يا فعل ، همه ممكن بالذّات بوده ، ماهيّت آن نسبت به وجود و عدم متساوى هست و بديهى است ماهيّتى كه نسبت به طرفين ( وجود و عدم ) على السّويّه است در تلبّس اين ماهيّت به يكى از طرفين وجود و عدم ، نياز به مرجّحى است كه يكى از دو طرف وجود يا عدم را براى او ، معيّن و آن را واجب گرداند و اين مرجّح ، همان علّت موجبه است .
پس هيچ موجود ممكنى نيست جز اينكه او در وجودش از لحاظ حدوث و بقاء يا محتاج به علّتى است كه واجب بالذّات است و او ، وجود ممكن را ايجاب و ايجاد مىكند و يا
هامش
( 1 ) - اسفار ج 2 ص 137 و ص 136 - ج 6 ص 384 و ص 385 . ( شارح )