تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
( و چنان كه مىبينيد بين اين دو انتساب تنافى وجود ندارد ) .

بطلان دليل سوّم معتزله

دليل سوّم معتزله اين بود كه اگر افعال اختيارى انسان مخلوق واجب بالذّات باشد لازم مىآيد كه انواع شرور و قبائح بذات واجب ، منتسب باشد و اين انتساب با مبرّا بودن ساحت قدس الهى از هر نقص و عيبى منافات دارد . وجه بطلان اين دليل اين است كه شرور موجود در عالم چنان كه توضيح آن به زودى خواهد آمد نيست ، جز امورى كه در آنها خير زياد است و شرّ ، كم و داخل شدن شرّ كم در عالم وجود بدنبال مىآورد خير كثير در امور را پس شرّ در اين امور ، مورد قصد است اما به قصد تبعى و ثانوى ، و قصد اوّلى در امور جز خير نيست . و نيز علاوه بر اين به زودى واضح خواهد شد كه وجود از اين‌جهت كه وجود است خير محض است و جز خير چيزى نيست منتها شرور به برخى از وجودها ملحق است پس آنچه را كه واجب از فعل خودش افاضه مىكند تنها وجود شىء است كه آن‌هم به ملاحظهء ذاتش فى نفسه خير بوده ، مبرّا از نقص و شرّ مىباشد . و آنچه كه لازمهء اين فعل در خارج از نقص و عدم است از قبيل لوازمى هستند كه فعل را در وجودش متميّز مىسازند و تميّزات وجودى اگر در نظام وجود موجود نباشد نظام وجود فاسد ( و از هم گسيخته ) مىشود پس در ترك شرّ كمّ و قليل در حقيقت بطلان خير كثيرى است كه در اجزاء نظام هستى و خلقت وجود دارد ( پس تحقّق شرّ كم و قليل در قبال خير كثير قابل ذكر و موجب اشكال نيست ) .

قول اشاعره در افعال انسانها

اشاعره كه فرقه‌اى از متكلّمين اهل سنّت مىباشند و پيروان آنان درست نقطهء مقابل مقابل فرقهء معتزله معتقدند كه همه آنچه كه موجودند از قبيل ذات يا صفت يا فعل ، همه جز توسّط واجب بالذات به ارادهء واجب بالذات محقّق نمىگردند پس همه موجودها ، افعال واجب