تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤

قول مشّائين قابل خدشه است

اوّلا محذور قول سابق در اينجا نيز جارى است و آن خالى بودن ذات از كمال علمى است . ثانيا محذور ديگر قول سابق ، در اين قول نيز جارى است و آن ثبوت علم حصولى در موجوداتى است كه از لحاظ ذات و فعل مجرّدند . و ثالثا لازمهء اين قول ، ثبوت وجود ذهنى است بدون وجود عينى كه ذهن با عين ( و خارج ) مقايسه مىگردد . و لازمهء آن نيز اين است كه براى ماهيّت ، قبل از وجود خاصّ آن ماهيّت ، وجود عينى ديگرى بوده و به آن برگردد و اين وجود از ذات باريتعالى منفصل مىباشد . دقّت در اين قول نشان ميدهد كه اين قول ، به قول منسوب به افلاطون برمىگردد .

نكتهء قابل تذكّر

و آن ، اين است كه اكثر متكلّمين در عين اينكه اين قول را انتخاب كرده‌اند بر آن نيز از اين جهت كه صاحبان اين قول علم قبل از ايجاد را كلّى شمرده‌اند ايراد گرفته‌اند به جهت اينكه گمان كرده‌اند كه مراد از كلّى همان معناى مصطلح در مبحث كلّى و جزئى در منطق مىباشد ( درحاليكه مراد صاحبان اين قول از كلّى در اينجا به‌معناى عدم تغيّر علم است به تغيّر معلوم چنان كه در بيان اين قول گذشت ) . و علّت گرايش متكلّمين به اين قول با وجود طعن در آن ، اين است كه اينان اختيار كرده‌اند كه علم تفصيلى قبل از ايجاد ، از قبيل علم حصولى است و اينكه علم تفصيلى بر حال خود قبل از وجود اشياء و بعد وجود اشياء بدون تغيير باقى است .

قول نهم : قول معتزله

معتزله در علم خداوند معتقدند كه : براى ماهيّات در ظرف عدم ، ثبوت عينى است و اين ثبوت عينى ، متعلّق علم خداوند قبل از ايجاد است .