خلاصهء درس شصت و يكم :
براى ذات واجب الوجود نسبت به غيرخودش صفات فعلى وجود دارد از قبيل خالق - رازق و غير ايندو و جامع آنها صفت قيوميّت خداوند است .
صدق صفات فعلى بر واجب بالذّات بنحو صدق حقيقى است لكن نه از جهت خصوصيّات به حدوث اين صفات و نه از جهت تأخّر آنها از ذات متعالى .
دليل آن در متن درس بيان گرديده پس ذات او به نحوى است كه هر كمال ممكنى در موطن خاص خويش قائم به اين ذات است و براى او مرادى مىباشد و در نتيجه واجب بالذّات واجب قديم مىباشد .
- در علم واجب بالذّات پنج مسأله قابل طرح است .
مسألهء اوّل : اينكه هر موجود به ذات خود علم دارد معناى علم جز حضور يك شىء نزد شىء ديگر نيست پس ذات پروردگار براى ذاتش معلوم است چون واجب بالذّات از مادّه و قوّه هردو مبرّا است .
مسألهء دوّم : ماسواى ذات واجب از اشياء در مرتبهء ذات او همه معلوم ذات پروردگار مىباشند و اين علم ، علم تفصيلى است و در عين اينكه علم اجمالى نيز هست .
توضيح آن در متن درس ذكر گرديده است .
مسألهء سوّم : اينكه موجودات ممكن در مرتبهء وجودشان معلوم نزد پروردگار مىباشند به نحو علم حضورى امّا موجودات مجرّد خودشان و ذاتشان نزد خدا خضور دارند و امّا موجودات مادّى با صور مجرّدشان معلوم براى خدا بوده و نزد او مىباشند .
توضيح آن نيز در متن درس ذكر گرديده است .
مسألهء چهارم : علم خدا به اشياء قبل از ايجاد .
مسألهء پنجم : على خداوند به اشياء بعد از ايجاد
در مسأله پنجم دو نكته قابل ذكر است :