تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
نكتهء اوّل اينكه هر علمى كه در مراتب ممكنات از علل مجرّد عقلى و مثالى متقرّر است به عينه علم است براى خداى تعالى . نكتهء دوّم اينكه حقيقت شنوائى و بينائى براى خداوند همان علم به مسموعات و علم به مبصرات است . در علم پروردگار ميان فلاسفه و متكلّمين ( و حتّى صوفيّه ) اختلافات كثيرى واقع شده تا آنجا كه برخى از اصل و اساس علم پروردگار را منكر شده است و برهان و دليل اقامه بر علم پروردگار اين نظر اخير را ردّ مىكند . بطور كلّى ده قول در مسألهء علم پروردگار ابراز شده است : 1 - قول اوّل كسانى كه معتقدند خداى تعالى علم بذات خويش دارد نه به معلولاتش و دليل اين قول در متن درس ذكر گرديده و مرحوم استاد علّامه با دو دليل اين قول را ردّ كرده است . 2 - قول افلاطون كه علم تفصيلى خداوند همان عقول مجرّد و مثل الهى است مرحوم استاد علّامه در متن درس اين قول را نيز ردّ كرده است . 3 - قول « فرفوريوس » كه علم خداوند با اتّحاد با معلوم حاصل مىشود پاسخ اين قول نيز در متن درس شرح داده شده است . 4 - قول شيخ اشراق كه براى خداوند علم اجمالى به اشياء است و علم باشياء تابع علم او به ذات خويش مىباشد . پاسخ اين قول نيز در متن درس بيان گرديده است . 5 - قول « ثاليس ملطّى » اينكه خدا ، علم به عقل اوّل كه صادر اوّل است دارد . توضيح قول و پاسخ آن در متن درس بيان گرديده مراجعه نماييد . 6 - قول برخى از فلاسفه كه معتقدند علم پروردگار نسبت به معلول اوّل علم تفصيلى است و نسبت به معلولهاى پايين‌تر از معلول اوّل علم اجمالى است و ذات معلول اوّل نسبت به معلول دوّم علم تفصيلى است و نسبت به معلولهاى پايين‌تر از معلوم دوّم علم اجمالى است و هم‌چنين است علم تفصيلى و اجمالى نسبت به معلولهاى سوّم و چهارم و پايين‌تر . . .