فصل يازدهّم در علم واجب بالذّات « 1 »
مسألهء اوّل :
از مطالب سابق روشن گرديد كه : هر موجود مجرّد ، بذات خود علم دارد زيرا ذات مجرّد از مادّه ، نزد خود ذات ، حضور دارد و مراد از علم نيست جز حضور يك شىء نزد شىاى ديگرند .
و چون واجب بالذّات نيز از مادّه و قوّه ، هردو مبرّا است ( زيرا ايندو ، مانع اصلى حضور ذاتى و علم شىء بذاتش مىباشند ) پس ذات او براى ذاتش ، معلوم است ( بذاته معلومة لذاته ) .
مسألهء دوّم :
سابقا گذشت كه ذات متعالى ، او حقيقت وجود ( بوده و صرف وجود ) مىباشد و وجودش بسيط و واحد به وحدت حقّه بوده ، نقص و عدم ، در آن راه ندارد ، پس در تفاصيل خلقت بنظام وجودشان هيچ كمالى نيست جزء اينكه ذات واجب متعالى بنحو اعلى و اشرف آن را واجد است و در مرتبهء ذات واجب ، برخى از موجودات تفصيلى از برخى ديگر متميّز نمىباشد ، به جهت صرافت و بساطتى كه ذات متعال دارد پس ماسواى او از اشياء در مرتبهء
هامش
( 1 ) - اسفار ج 6 ص 169 و ص 289 و ص 149 و ص 168 - مبداء و معاد ص 76 و ص 123 . ( شارح )