تذكّر :
صدق صفات فعلى بر واجب بالذّات به نحو صدق حقيقى است لكن نه از جهت خصوصيّات حدوث اين صفات و نه از جهت تأخّر آنها از ذات متعالى زيرا اگر اين دو جهت را در صدق اين صفات بر واجب تعالى در نظر بگيريم لازم مىآيد كه ذات پروردگار متغيّر باشد ، و نيز لازم مىآيد كه ذات پروردگار مركّب از حيثيّات متغاير و متكثّر باشد و مسلّما تغيّر و تركّب هردو در مورد ذات پروردگار راه ندارد بلكه صدق اين صفات بر خداوند از اينجهت است كه براى اين صفات در ذات خداوند ، اصل و ريشهاى دارند كه هر كمال و خيرى از آن منبعث مىگردد .
پس ذات او به نحوى است كه هر كمال ممكنى در موطن خاصّ خويش قائم به اين ذات است و در نتيجه ، ذات پروردگار به نحوى است و به حيثيّتى است كه اگر شىاى دربارهء او ممكن باشد براى او مراد مىباشد و هنگامى كه واجب ، شىاى را اراده كرد ايجاد مىكند و هنگامى كه او را ايجاد كند او را پرورده است و هنگامى كه شىاى را پرورش دهد او را كامل كرده است ، نتيجه اين مىشود كه وجود واجب لذاته ، واجب بوده ، قديم مىباشد و امّا براى اشياء ( غيرخدا ) نيز امكان تحقّق آنها بوده و حادث مىباشند .
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 517
مساهمون: الشيخ حسين الحقاني
ص٥١٧