تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
ذات ممكن نجوشيده و مقتضى اين وجود ، ذات ممكن نمىباشد ) بلكه به غيرخودش تحقّق پيدا كرده است پس هنگامى كه به خود موجود ممكن و ذات آن نظر افكنده شود و مورد اعتبار و ملاحظه قرار بگيرد از اين‌جهت است كه موجود بوده ، وجود را دارد و هنگامى كه به غير موجود ممكن ( يعنى موجد آن ) نظر افكنده شود و مورد اعتبار و ملاحظه قرار گيرد با اين ملاحظه ، موجود ممكن ، از ناحيهء غير ، ايجاد شده و بر غير ، صادق است اينكه ، بگوئيم ممكن را ايجاد كرده است . و علاوه بر اين غير ، اعتبارهاى گوناگون ديگرى در رابطه با موجود ممكن دارد ، از قبيل : ابداع - خلق - صنع - نعمت و رحمت ، پس بر ايجادكنندهء ممكن ، صحيح است كه گفته شود او مبدع - خالق - صانع و منعم و رحيم ، مىباشد . سپس شىء ممكنى كه غير ، ايجادكنندهء او مىباشد اگر از موجوداتى باشد كه براى وجود او بقائى است ( بهر مقدار كه ميخواهد باشد ) پس حتما با آن شىء ، چيزى است كه موجب بقاء وجود آن شىء شده و جهات نقص او را بر طرف مىسازد و حاجت او را برآورده مىكند و اين هنگامى است كه اين شىء اگر ممكن فى نفسه اعتبار گردد از آن انتزاع مىشود كه اين رزقى است كه از ناحيهء غير ( يعنى خدا ) براى آن شىء داده شده و از آن ارتزاق مىكند و به اين‌سبب به وجود خود ادامه داده ، بقاء پيدا مىكند و هنگامى كه اعتبار گردد كه ممكن ، بنفسه وجود را ندارد ، بلكه به غير خود و از ناحيهء غير دارد ، غيرى كه علّت او بوده ، فيّاض بر او مىباشد در اين‌صورت براى غير در مرتبهء اوّل صادق مىآيد كه او رازق شىء ممكن ، بوده و در مرتبهء بعد ، بر اين رزق صادق مىآيد كه آن ، عطيّه و نعمت و موهبتى است كه با عنايات مختلف و گوناگون خداوند متوجّه او شده است . و بر رازق نيز ، صادق مىآيد كه او معطى و منعم و بخشنده و كريم است و غير اينها از صفات و بر اين منوال است ساير صفات فعليّه خداوند كه به تكثّر جهات كمال در وجود ، متكثّر مىباشند .