تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١

پرسشها :

1 - اثبات اينكه ذات باريتعالى داراى ماهيّت نيست بطريق عكس نقيض آن را توضيح دهيد . 2 - دليل مشهور فلاسفه را براى نفى ماهيّت از واجب الوجود بيان كنيد . 3 - اين نقص را كه : « فرض بودن ماهيّت مفروض ، علّت فاعلى بر وجود واجب الوجود اگر اقتضاء كند كه ماهيّت بر وجود معلولش تقدّم پيدا كند اين اشكال به عينه در ماهيّات موجود براى ممكنات نيز متوجّه مىشود » توجيه كرده ، پاسخ را نيز بيان كنيد . 4 - اين برهان را براى اثبات نفى ماهيّت در ذات واجب الوجود به اينكه اگر خداوند داراى ماهيّت باشد داخل تحت مقولهء جوهر بوده و در نتيجه ذات واجب الوجود داراى جهت امكانى مىگردد و واجب نبوده ، ممكن الوجود مىشود و اين نيز محال است » توضيح داده و بيان كنيد . 5 - چرا ذات خداوند ، بسيط بوده ، مركّب از اجزاء ذهنى و خارجى نيست . 6 - دليل دوّم بر بسيط بودن ذات خداوند را توضيح دهيد . 7 - دليل سوّم بر بسيط بودن ذات خداوند را بيان نماييد . 8 - آيا براهين اثبات بسيط بودن ذات پروردگار در نفى اجزاء مقدارى كافى هستند يا نيستند در هرصورت چرا ؟ 9 - آيا ميدانيد كه اين نوع تركيب يعنى اتّصاف شىء به هويّت وجودش با سلب‌ها چرا ؟ از ذات واجب الوجود نفى شده است ؟ آن را توضيح دهيد . 10 - دو اشكال در بسيط بودن ذات خداوند در ذيل درس مطرح گشته آن دو اشكال را توضيح و پاسخ از آن‌دو را نيز بيان نماييد .