تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
يا در نفس نيست بلكه علم بر نحو و مثابهء مثول ( و شاخص و نمونه‌هائى ) است كه در دست عالم و در اختيار او قرار داشته ، نفس با آنها اتّحاد پيدا مىكند . تقسيم ديگر : فلاسفه ، علوم را به سه قسم ديگر تقسيم كرده‌اند « 1 » 1 - علم فعلى . 2 - علم انفعالى . 3 - علمى كه نه فعلى است و نه انفعالى . امّا علم فعلى مثل علم باريتعالى به موجودات غير ذات خويش ( از ممكنات مجرّد و غيرمجرّد ) و مثل علم ساير علل ( غيرخدا ) به معلولات خويش . امّا علم انفعالى مثل علم غير باريتعالى به چيزىكه معلول براى او نيست از اشيائى كه براى عالم حاصل نمىشود جز بنوعى از انفعال و به نحوى از تغيير و به‌طور كلّى علم انفعالى با ارتسام صور ، در ذات نفس يا در آلات و وسائل درك نفس پديد مىآيد ( پس حدوث و پيدايش صور براى عالم با يك سلسله از انفعالات و تغييرات در نفس و يا در اعضاء و جوارح و ساير قواى بدنى همراه است كه از آن به علم انفعالى تعبير مىآورند ) . علمى كه نه فعلى است و نه انفعالى مثل علم ذوات ( و موجودات ) داراى عقل بخودشان و به اموريكه غايب از اين ذوات نمىشوند . و گاهى علم واحدى از يك جهت ، فعلى است و از جهت ديگر ، انفعالى از قبيل علومى كه در صفحهء نفس پيدا و حادث مىشوند و براى آنها ، آثار خارجيّه‌اى است مثل تأثير اوهام در موارد ( و اشياء ) خارجى . سپس مرحوم ملّاصدرا ( ره ) در كتابش مىنويسد : « علم ، مثل وجود ، بر مصاديق خود بنحو تشكيك ، واقع مىشود پس علم ، مختلف مىشود بشدّت و ضعف و اوّليّت و اولويّت و
هامش
( 1 ) - مباحث مشرقيّه ج 1 ص 365 . ( شارح )