فصل پانزدهّم در انقسامهاى ديگر علم
مرحوم ملاصدرا ( ره ) در اسفار ج 3 ص 383 و ص 384 در مورد تقسيمهاى علم و اقسام آن مطالبى دارد كه خلاصه آن چنين است : « علم نزد ما فلاسفه ، از سنخ وجود بوده ، غيرمادّى است و وجود ، فى نفسه طبيعت كلّى جنسى يا نوعى نيست تا به وسيله فصول به انواع و به وسيله مشخّصات به اشخاص و با انضمام قيود عرضى ، به اصناف منقسم گردد بلكه هر علمى ، هويّت شخصى بسيطى است كه تحت معناى كلّى ذاتى ، مندرج نيست پس تقسيم علم ( به اقسام ) به يك ملاحظه و اعتبارى ، عين تقسيم معلوم است به جهت اتّحاد علم با معلوم مثل اتّحاد وجود با ماهيّت ( در خارج ) .
بنابراين مىگوئيم كه : از جملهء علوم ، آنچه كه بذات خويش ، واجب الوجود است و آن ، علم باريتعالى بذات خويش كه عين ذاتش مىباشد در حالى كه ماهيّتى براى اين ذات نيست .
و از جملهء علوم : آنچه كه به ملاحظهء ذاتش ( بذاته ) وجودش ممكن است و آن ، علم به جميع موجودات جز واجب الوجود مىباشد .
علم منقسم مىشود : به آنچه كه آن ، جوهر است مثل علوم عقلى مربوط بذوات جواهر و به آنچه كه عرضى است و علوم عرضى نزد مشهور از فلاسفه جميع علوم حصولى اكتسابى است به جهت قيام اين علوم بذهن نزد فلاسفه .
و امّا نزد ما علم عرضى عبارت است از صفات معلوماتى كه صور آنها نزد نفس ، حاضر مىشود . و ما بيان كرديم كه علم ، خواه عقلى باشد يا خيالى عبارت از حلول معلومات در عقل