فصل سوّم در انقسام علم حصولى به كلّى و جزئى و آنچه كه مربوط به اين مسأله مىشود :
علم حصولى منقسم به دو قسم كلّى و جزئى مىگردد :
كلّى ، مفهومى است كه عقل ، فرض صدق آن را بر كثيرين ممتنع نمىداند مثل انسان معقول زيرا عقل ، صدق انسان معقول را ، در خارج ، بر كثيرين جايز ميداند .
و جزئى ، مفهومى است كه عقل ، صدق آن را بر كثيرين ( در خارج ) جايز نمىداند ، مثل علم به اين انسان « خاصّ و محسوس » كه با نوعى از اتّصال و رابطه ( از طريق حواسّ پنجگانه و اندامهاى حسّى ) با مادّهاش ( در ذهن ) حضور يافته و حاصل مىگردد و آن به « علم حسّى » و « احساسى » ناميده مىشود و مثل علم به انسان تنها ( يعنى ) بدون حضور مادّه او در ذهن و از آن بنام « علم خيالى » ناميده مىشود . ( پس علم حسّى يا احساسى ويژگىهائى دارد كه علم خيالى آنها را ندارد مثلا صورت حسّى هميشه با وضعى خاصّ و جهت خاصّ و مكان خاصّ همراه است بدون اينكه صورت خيالى چنين حال و ويژگى را داشته باشد و نيز در علم حسّى ، حواسّ پنجگانه و اندامهاى حسّى به نحوى در ايجاد آن در رابطه هستند در حالى كه در علم خيالى گرچه در ابتداء ممكن است به آن نيازى باشد و مىتواند بدون آن نيز علم خيالى در ذهن پديد آيد .
و شمردن اين دو قسم از علم ( يعنى علم احساسى و علم خيالى ) از قبيل : جزئى كه