دلالت به اين مطلب است كه ادراك بيش از فرد واحد ، براى حصول استعداد نفس براى تعقّل ماهيّت كلّى كه از آن به انتزاع كلّى از افراد تعبير آورده مىشود شرط است .
[ 2 . اخذ مفهوم و انتزاع آن از مصداقش ، متوقّف بر نوعى از اتّصال با مصداق و ارتباط با خارج مىباشد . . . ]
فرع دوّم « 1 » : اخذ مفهوم و انتزاع آن از مصداقش ، متوقّف بر نوعى از اتّصال با مصداق و ارتباط با خارج مىباشد خواه اين اتّصال بدون واسطه باشد مثل اتّصال ادوات و اسباب حسّ با خارج در علم حسّى يا با واسطه باشد مثل اتّصال خيال با خارج به واسطهء حس در علم خيالى و مثل اتّصال عقل در علوم عقلى از طريق ادراك جزئيّات به وسيلهء حس و خيال با خارج .
پس اگر قوّهء مدركه در ادراك مفهومى از مفاهيم ( و علم به آن ) از خارج استمداد نكرده باشد و ادراك ، تنها به انشاء و ايجاد خود قوّهء مدركه باشد بدون ارتباط با خارج ، در اين صورت نسبت صورت ادراك شده توسّط قوّه مدركه به مصداقش و غيرمصداقش با همه مساوى مىبود و در نتيجه لازم و واجب بود كه اين صورت ادراك شده بر هرچيزى صادق بيايد و يا اصلا بر هيچ چيزى صادق نيايد در حالى كه صورت ادراك شده ، تنها بر مصداق خودش صدق مىكند نه بر غير آن و اين خلاف فرض بالا است .
اشكال
منتهى شدن اكثر علوم حصولى به حسّ ( و ادراكات حسّى ) شكّى در آن نيست و لكن همهء علوم حصولى اينطور نيست كه به وسيلهء حسّ ظاهر ، حاصل شده باشند مثل حبّ و بغض و اراده و كراهت و غير اينها كه به وسيلهء حواسّ باطن ادراك مىگردند پس صور ( به وسيله اندامهاى حسّى ) ذهنى اين معانى و مفاهيم ، ادراك شده است و لكن نه از طريق اتّصال با خارج و همچنين حواسّ ، جز ماهيّات عرضى ( از قبيل رنگها و شكلها و . . . ) را ادراك نمىكند
هامش
( 1 ) - برهان شفا مقالهء سوّم فصل پنجم - النّجاة ص 163 و ص 162 - التّحصيل ص 745 و ص 746 - اشارات نمط سوّم طبيعيّات شفا فنّ ششّم مقالهء چهارم فصل اوّل و سوّم - التّحصيل ص 801 - النّجاة ص 62 و ص 63 - حكمة الاشراق ص 209 و ص 210 - اسفار ج 3 ص 360 و ص 362 و ج 8 ص 215 و ص 220 . ( شارح )