تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
تقارن ميان صورت علمى از اين‌جهت كه علم است و ميان زمان واقع شده است .

دليل ديگر

و از جملهء دلائل بر مطلب بالا اين است كه ما موارد زيادى از معلومات را درك مىكنيم و آنها را نزد ذهن محزون و محفوظ نگاه ميداريم سپس به عينه بعد از گذشتن ساليان متمادى آنها را متذكّر مىگرديم بدون اينكه كوچكترين تغييرى در آن حاصل گردد اگر معلومات محفوظ در خزانهء ذهن ما ، مقيّد به زمان بود هرآينه به تغيّر زمان معلومات ما نيز متغيّر مىشد ( در حالى كه چنين نيست ) .

خلاصه مطالب گذشته :

خلاصهء مطالب گذشته اين شد كه صورت علمى به هر كيفيّتى ( خواه صورت عقلى يا خيالى يا وهمى يا حسّى كه ) باشد مجرّد از مادّه و داراى فعليّت بوده ، خالى از قوّه مىباشد « 1 » و چون چنين است وجود صورت علمى از وجود معلوم مادّى كه مورد حسّ واقع مىگردد قوىتر مىباشد و تخيّل و تعقّل نيز به حسّ ( و معلوم حسّى ) منتهى مىشود و براى چنين صورت علمى ، آثار وجود مجرّدش ، مترتّب مىگردد و اما آثار وجود خارجى مادّى كه ما گمان مىكنيم كه متعلّق ادراك ما مىباشد ولى در حقيقت اين آثار ، از آثار معلوم ما بالذّات كه نزد ذهن ما حاضر مىگردد نيست تا بگوئيم اين آثار ، مترتّب بر معلوم مىگردد يا مترتّب نمىگردد . آرى اين تنها وهم است كه براى نفس ادراك‌كننده چنين مىنماياند كه حاضر نزد او در حال ادراك ، آن صورت متعلّق به مادّه در خارج است و در نتيجه نفس ، آثار خارجى آنها را از صورت علمى طلب مىكند ولى چون آثار خارجى مادّه را در صورت علمى براى معلوم نزد ذهن نمىيابد در نتيجه حكم مىكند كه معلوم همان ماهيّت بدون آثار خارجى است . پس معلوم به
هامش
( 1 ) - اسفار ج 1 ص 287 و ص 291 و ص 303 ج 3 ص 507 - حاشيهء ملّاصدرا بر الهيّات شفا ص 132 - مطارحات ص 495 . ( شارح )