تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢

خلاصهء درس پنجاه‌ام :

مفهوم علم يك مفهوم بديهى بوده ، نيازى به اثبات آن نيست . علم يا حصولى است يا حضورى ، علم حصولى حضور ماهيّات اشياء خارجى به عينه در ذهن بدون وجود خارجى كه عين منشائيّت آثار است . علم حضورى به‌معناى علم انسان بذات شىء و حضور آن نزد نفس انسانى و اين علم از طريق حضور ماهيّت ذات انسان نزد خودش بنحو حضور مفهومى و علم حصولى نيست دليل آن در متن درس بيان گرديده است مراجعه كنيد . و تقسيم علم به اين دو قسم ، تقسيم عقلى است پس حضور معلوم نزد عالم يا به ماهيّت‌اش مىباشد و آن علم حصولى است يا بوجودش و آن علم حضورى است و قسم سوّمى وجود ندارد . تقسيم علم به علم حضورى و حصولى يك تقسيم ابتدائى است و گرنه با نظر عميق ، علم حصولى نيز منتهى به علم حضورى مىگردد مبناى اين دليل اين است كه صورت علمى بهرنحوى كه فرض گردد مجرّد از مادّه بوده ، از حالت قوّه بودن خالى و عارى است يعنى صورت نمىتواند مادّى بوده تغييرپذير باشد براى اثبات اين مطلب مرحوم استاد علّامه دو دليل در متن درس بيان كرده است مراجعه نمائيد . پس صورت علمى داراى زمان و مكان نبوده ، قابل انقسام به اجزائى نيست در اين زمينه اشكالى مطرح شده و آن اينكه عدم انقسام صورت علمى از اين‌جهت كه علم است منافاتى با انطباع آن در جسم ندارد با توضيحى كه در متن درس از اين اشكال و پاسخى از آن داده شده است مراجعه نمائيد . برخى خواسته‌اند اين اشكال را موجّه جلوه دهند و لكن مرحوم استاد علّامه اين توجيه را قبول نكرده و رد نموده است ، سپس دليل ديگرى مىآورد به اينكه ، معلومات و محفوظات زيادى داريم كه در خزانهء ذهن مخزون مىباشد سپس بعد از گذشتن ساليان