تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
مقدار كه با مقايسه بين شىء كبير و صغير موجود است و اينكه نسبت بين كبير و صغير مثلا نسبت صد به يك مىباشد پس صورت علمى محسوس يا متخيّل از اين‌جهت كه داراى مقدار است در عالم نفس ، قائم به خودش مىباشد بدون اينكه در جزء عصبى يا امر مادّى غيرعصبى منطبع باشد براى اين صور علمى بتبع عروض انقسام در محلّ آن ، انقسامى نيست . اشارهء ذهنى به برخى از اجزاء معلوم و مشخّص ساختن آن از اجزاء ديگر درست مثل اينكه ابتداء به برخى از اجزاء زيد محسوس يا متخيّل ، سپس به برخى ديگر از اجزاء آن اشاره مىكنيم . ( و اصولا ) اين نوع از عمل ( ذهنى و خارجى ) ، از سنخ تقسيم نمىباشد و تنها آن اعراض از صورت علمى اوّلى بوده و ايجاد دو صورت ديگر ( مشخّص ) مىباشد . و از آنجا كه براى صورت علمى ، انطباعى در جزئى از اجزاء عصبى ( دماغى ) نيست و نيز از آنجا كه براى صورت علمى ، انقسامى به تبع عروض انقسام در جزء عصبى نيست . پس ناگزير از بيان اين نكتهء ( علمى ) هستيم كه ارتباط صورت علمى با جزء عصبى و عمليّاتى كه جزء عصبى به هنگام ادراك صورت علمى انجام ميدهد اين ارتباط از قبيل ارتباط اعدادى است يعنى عمليّات ( فيزيكى و شيميايى و . . . ) كه جزء عصبى به هنگام ادراك يك شىاى انجام مىدهد نفس را مستعدّ و آماده مىسازد كه صورت علمى ، نزد نفس حضور پيدا كرده در عالم نفس ، ظاهر و هويدا گردد . پس صورت علمى خاصّ از جهت اينكه براى معلوم ( آن صورت علمى ) ، خصوصيّاتى است و هم‌چنين مقارنه‌اى كه به نظر مىرسد ( و مترائى مىگردد ) بين ادراكات ما و بين زمان ، همهء اينها در حقيقت بين عمل مادّى اعدادى ( و آماده‌سازى نفس بواسطه ادراك ) و بين زمان مىباشد ( به اين معنى كه كارهاى اجزاى عصبى ، نفس را مستعدّ و آماده مىسازد تا صورتهاى علمى مخصوصى همراه با معلوم معيّن و مشخّص نزد نفس حاضر شود و هم‌چنين تفاوتى كه بين ادراكات ما و زمان به نظر مىرسد در حقيقت اين تقارن ميان عمل مادّى و اعدادى نفس در ابزار درك مثل اجزاء عصبى و مغزى و بين زمان برقرار مىباشد ) و نبايد پنداشت كه اين