تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
ذهن و نزد ما حضور مىيابند و اين قسم از علم را بنام « علم حضورى » مىنامند . اين نكته قابل ذكر است كه انقسام علم به دو قسم ( علم حضورى و حصولى ) تقسيمى است منحصر در اين‌دو ( به اين‌ترتيب كه عقل ما حكم مىكند كه علم يا حضورى است يا حصولى و شقّ سوّم وجود ندارد ) پس حضور معلوم نزد عالم يا به ماهيّت‌اش مىباشد و آن علم حصولى است يا به وجودش و آن علم حضورى است ( و قسم سوّمى وجود ندارد ) .

برگشت علم حصولى به علم حضورى « 1 »

تقسيم علم به علم حضورى و حصولى ، يك تقسيم بدوى و ابتدائى مىباشد امّا با نظر عميق ، علم حصولى نيز منتهى به علم حضورى مىگردد . بيان اين مطلب اينكه صورت علمى هرگونه كه فرض گردد مجرّد از مادّه بوده ، از ( حالت ) قوّه بودن ، خالى و عارى است زيرا صورت علمى از اين‌جهت كه معلوم است فعليّت دارد و در آن ، قوّهء شىء ديگر وجود ندارد پس اگر هرنوع تغيّرى در اين‌صورت فرض گردد صورت جديد با صورت معلوم سابق ، مبانيت دارد . اگر فرض كنيم ( ولو بفرض محال ) صورت علمى ، مادّى مىبود در اين‌صورت از تغيّر ابائى نداشت ( در صورت تغيّر ، صورت علمى جديدى پديد آمده با صورت علمى سابق مبانيت پيدا مىكند و اين نيز محال است زيرا هر صورت علمى ، حكايت از واقعيّت خاصّ خود در عالم خارج و يا نفس الامر مىكند و با تغيّر صورت علمى ، واقعيّت مورد حكايت صورت علمى قبل از تغيّر يا به حال خود باقى مىماند يا نه ؟ اگر به حال خود باقى مىماند مسلما اين صورت تغيّريافته چگونه مىتواند حكايت از آن واقعيّت سابق قبل از تغيّر بكند ؟ و اگر به حال خود باقى نمىماند در اين‌حال صورت علمى جديد با واقعيّت جديد از محلّ كلام ما خارج است ) .
هامش
( 1 ) - اسفار ج 3 ص 284 و ص 296 و ص 475 و ص 487 و ج 2 ص 235 و ص 239 و ج 7 ص 148 و ص 168 و ج 6 ص 165 و ص 166 مباحث مشرقيّه ج 1 ص 319 و ص 187 و ص 332 - تلويحات ص 68 - مطارحات ص 474 و ص 489 - التّحصيل ص 745 طبيعيّات شفا فن ششّم مقالهء دوّم . ( شارح )