تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
شرائط ، لازم است و مفروض اينكه جميع آنها يا برخى از آنها وجود ندارد ) .

نظر شيخ اشراق :

از شيخ اشراق نقل شده است كه تقدّم و تأخّر به حسب زمان داخل در تقدّم و تأخّر طبعى است و دليل ايشان اين است كه مرجع و برگشت تقدّم و تأخّر به حسب زمان ، اين است كه وجود جزء متأخّر بر وجود جزء متقدّم ، متوقّف است بطوريكه متأخّر با ارتفاع متقدّم ، مرتفع مىگردد .

ردّ نظر شيخ اشراق :

نظريّهء ايشان ردّ شده به اينكه تقدّم و تأخّر به حسب زمان ( يعنى تقدّم و تأخّر زمانى با تقدّم و تأخّر طبعى دو نوع متغاير مىباشند و ازاين‌رو جايز است در تقدّم و تأخّر طبعى متقدّم و متأخّر ( در ظرف وجود ) باهم مجتمع باشند بخلاف تقدّم و تأخّر به حسب زمان زيرا اجتماع متقدّم و متأخّر از زمان در يك جا ممتنع مىباشند بلكه تقدّم و تأخّر ، بين اجزاء زمان است بالذّات ( يعنى اجزاى زمان از آن‌جهت كه جزء زمان هستند بر يكديگر تقدّم و تأخّر دارند نه از آن جهت كه هريك از اجزاء ، علّت ناقص اجزاء بعدى بوده و جزء بعدى متوقّف بر جزء قبلى مىباشد تا نتيجهء آن ، تقدّم و تأخّر طبعى باشد ) و حقّ در مسأله اين است كه مبتنى بودن تقدّم و تأخّر به حسب زمان بر توقّف وجودى بين دو جزء ( متقوّم و متأخّر از زمان ) راهى بر نفى آن وجود ندارد منتها چون وجود ، زمان غيرقارّ ( يعنى غيرثابت ) مىباشد بطوريكه هر جزئى از زمان با قوهء جزء بعدى ( و تالى ) همراه و مصاحب مىباشد ازاين‌رو اجتماع دو جزء از زمان در يك جا ممتنع مىباشد براى اينكه اجتماع بالقوّه بودن شىء با فعليّت آن ، محال و ممتنع مىباشد . و آنچه در ذاتى بودن تقدّم و تأخّر در ( اجزاء ) زمان مسلّم است اينكه تقدّم و تأخّر دو امر لازم براى وجود زمان مىباشد زمانى كه ( ويژگى آن ، اين است كه ) حالت انقضاء داشته غيرقارّ بوده و قوّهء و فعل در آن آميخته و مختلط مىباشد .