تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
است كه براى انسان ترسو است ( انسانيّت ) و لكن عكس آن چنين نيست يعنى براى انسان ترسو نيست آنچه را كه از فضيلت و مزيّت ( علاوه بر انسانيّت ) براى انسان شجاع وجود دارد . و مثل تقدّم و تأخّر به شرف تقدم ارذل ( يعنى كسى كه رذالت را بيشتر دارد ) بر غير ارذل در رذالت .

ملاك تقدّم و تأخّر به زمان

و آن مشترك بودن دو جزء مفروض از زمان در وجودى ( از زمان ) كه داراى انقضاء و انصرام ( يعنى حالت گذرا ) بوده ، قوّه و فعل در آن وجود ، مختلط مىباشد بطوريكه فعليّت يكى از آن‌دو ، متوقّف است بر بالقوّه بودن آن با ديگرى پس جزئى كه با آن قوّهء جزء ديگرى است آن ، متقدّم است و جزئى كه بخلاف اين باشد آن ، متأخّر مىباشد مثل امروز و فردا زيرا اين دو مشترك‌اند در وجود ( زمان ) داراى كمّ ( و مقدار ) كه غيرقارّ ( يعنى غيرثابت ) مىباشد و فعليّت فردا متوقّف است بر تحقّق بالقوّه بودن آن همراه امروز بطوريكه اگر فردا بالفعل موجود شود ، بالقوّه بودن آن باطل و امروز ، منصرم و منقضى مىگردد پس امروز ، متقدّم است و فردا ، متأخّر است به زمان و با تحقّق ملاك تقدّم و تأخّر به حسب زمان ، تقدّم و تأخّر بين حوادث زمانى بتوسّط زمان ، محقّق مىگردد از اين‌جهت كه اين حوادث ، حركات داراى زمانها مىباشد .

ملاك تقدّم و تأخّر طبعى

ملاك تقدّم و تأخّر طبعى ، وجود است پس متقدّم ، مختصّ است به اينكه وجود متأخّر متوقّف بر وجود متقدّم است بطوريكه اگر متقدّم محقّق نبوده باشد متأخّر نيز محقّق نمىشود بدون عكس ( يعنى اينطور نيست كه وجود متقدّم ، متوقّف بر وجود متأخّر باشد بطوريكه اگر متأخّر محقّق نباشد متقدّم نيز محقّق نبوده باشد ) . و مثال اين نوع تقدّم ، تقدّم علّت ناقص ( بر معلول خودش ) مىباشد بطوريكه با ارتفاع علّت ناقص معلول نيز مرتفع مىگردد و از وجود علّت ناقص ، وجود معلول لازم نمىآيد ( زيرا فرض اين است كه علّت ، ناقص است يعنى علاوه بر وجود مقتضى ، فقدان مانع و تحقّق
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 288 | الشيخ حسين الحقاني