وجه بطلان اين قول اين است كه اين قول ، مبنى است بر اينكه علّت حاجت و نياز معلول به علّت ، همان حدوث باشد نه امكان و در مباحث علّت و معلول بطلان آن گذشت .
علاوه بر اين ، اين قول به خود زمان ، نقض شده به اينترتيب كه ايجاد زمان اگر مسبوق و متأخّر بعدم زمانى آن باشد اين به بداهت و ضرورت محال بوده و باطل مىباشد زيرا لازمهء آن ، اثبات زمان قبل از تحقّق خود زمان است و آن نيز عقلا محال است ( زيرا مستلزم اجتماع نقيضين محال است ) .
قول دوّم : اينكه عدّهاى گفتهاند كه قدرت ، تنها با فعل ، حادث و پديد مىآيد ، قبل از صدور فعل ، قدرت بر آن فعل ، محقّق نيست .
وجه بطلان اين قول نيز اين است كه فلاسفه عقيده دارند كه قدرت عبارت از صحّت فعل و ترك مىباشد پس اگر فرض كنيم فعل ، زمانى ترك گردد سپس فعل ، انجام بگيرد در اينصورت ، قبل از فعل صادق مىآيد بر آنكه صحيح است از فاعل ، فعل و ترك آن و اين معناى قدرت است .
علاوه بر اين آنچه را كه فلاسفه آن را مسلّم دانستهاند با اين قول مناقض است زيرا مسلّم نزد فلاسفه اين است كه فعل ، متوقّف بر قدرت است پس فرض معيّت قدرت با فعل كه مبناى اين قول است منافات با توقّف فعل بر قدرت دارد .
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: الشيخ حسين الحقاني
ص٢٦٥