حركت نفسانى ، فلاسفه در اين زمينه گفتهاند كه فاعل قريب در جميع اين صور همان ، طبيعت است و حركات نفسانى براساس تسخير قواى طبيعى ، انجام ميگيرد چنان كه سابقا به آن اشاره شد .
و نيز گفتهاند كه ( فاعل ) متوسّط بين طبيعت و بين حركت ، همان ( طبيعت و ) مبداء ميلى است كه طبيعت آن را در متحرّك ايجاد مىكند و تفصيل كلام در اينباره در باب طبيعيّات ذكر شده ( مراجعه كنيد )
خاتمهء بحث در اين مرحله « 1 »
همانطور كه قوّه بر مبداء قبول ، و پذيرش ( يعنى مادّهء اوّلى و هيولاى اولى كه قوّهء محض بوده ، مبداء تمام انفعالات مىباشد ) استعمال مىشود همانطور بر مبداء فعل نيز استعمال مىشود خصوصا هنگامى كه مبدأ فعل قوى و شديد باشد همانطور كه قواى طبيعى در مبادى آثار طبيعى و قواى نفسانى در مبادى آثار نفسانى از قبيل ديدن و شنيدن و تخيّل و غير اينها به كار برده مىشود و اين قوّهء فاعلى هنگاميكه مقارن با علم و ارادهء ( و مشيّت ) گردد بنام « قدرت حيوان » ناميده مىشود « 2 » .
و « قدرت حيوان » علّت فاعلى است كه تماميّت آن بطوريكه فعل با آن عليّت ، واجب شود متوقّف بر امور خارجى است مثل حضور مادّهء ، قابل و برقرار شدن وضع مناسب براى ايجاد فعل و صلاحيّت ادوات ( و اسباب ) فعل و غير اينها از امور خارجى است پس هنگاميكه همهء اين امور ، جمع بشود عليّت فاعل ، تامّ بوده فعل ، واجب مىگردد .
و از اينجا فساد و بطلان تعريف و تحديد بعضى از فلاسفه ، مطلق قدرت را ( خواه در مورد واجب الوجود و خواه قدرت در مجرّدات و خواه قدرت در حيوان ) به اينكه قدرت ، چيزى ( و حالتى ) است كه فعل و ترك ( هردو ) با آن حالت ، صحيح مىشود ، روشن مىگردد .
هامش
( 1 ) - اسفار ج 3 ص 50 و به بعد - الهيّات شفا مقاله چهارم فصل دوم . ( شارح )
( 2 ) - اسفار ج 3 ص 8 و ص 15 ( شارح )