درس چهل و ششّم ( 46 )
فصل سيزدهّم در سكون « 1 »
حركت و سكون در جسم واحد از يك جهت در زمان واحد جمع نمىشوند پس بين آن دو ، تقابل وجود دارد .
حركت از قبيل امر وجودى است براى اينكه حركت يك نوع و نحوى از وجود سيّال مىباشد و لكن سكون ، امر وجودى نيست زيرا اگر سكون امر وجودى مىبود لابدّ وجود ثابتى مىشد كه از هرجهت بالفعل است .
و بديهى است كه از قبيل موجودات ثابت نيست زيرا كه وجودهاى ثابت يعنى وجودهاى مجرّد ( از مادّه ) نه خودشان سكون هستند و نه داراى سكون پس حركت ، از قبيل امر وجودى و سكون از قبيل امر عدمى است پس تقابل بين آن دو از قبيل تقابل « تضايف » و « تضادّ » نيست ( زيرا در تقابل تضادّ و تضايف دو امر متضادّ و دو امر متضايف هردو امر وجودى هستند ) و از قبيل متناقضان نيز محسوب نمىشوند و گرنه سكون ، صادق مىآيد بر هرچيزيكه حركت نيست مثل عقول مفارقى كه آنها از هرجهت بالفعل هستند و مثل افعال
هامش
( 1 ) - اسفار ج 3 ص 189 - طبيعيّات شفا هفتم از رابعهء اوّل - مباحث مشرقيّه ج 1 ص 594 و ص 597 . ( شارح )