جانب ، منتهى مىشود به قوّهاى كه با آن فعليّتى نيست ( يعنى ابتدا حركت ) و به فعليّتى كه با آن قوّهاى نيست ( يعنى نهايت ) و حكم مجموع حركت نيز حكم اجزاء و ابعاض آن را كه گفتيم دارد .
گفتار ما در اينجا ( كه هر حركتى بدايت و نهايت دارد ) با آنچه كه سابقا گذشت كه حركت نه اوّل ( و ابتدائى ) دارد و نه آخر ( و نهايتى ) منافاتى ندارد .
و وجه عدم منافات اينكه مراد از اينكه حركت نه اوّل دارد و نه آخر اين است كه حركت از يك جزء بالفعل كه قابل انقسام نباشد آغاز نمىشود و همچنين به يك جزء بالفعل كه قابل انقسام نباشد ختم نمىگردد پس جزء به اين معنى ابدا از قوّه به فعل خارج نمىشود ( زيرا فعليّت يافتن چنين جزئى وابسته به اين است كه تقسيم حركت به جزء لا يتّجزى منتهى گردد و اين نيز محال است ) و نيز ماهيّت نوعى منتزع از اين حدّ ، ابدا از قوّه به فعليّت خارج نمىشود ( پس حركت به اين معنى ، نه اوّل دارد و نه آخر ) .
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 231
مساهمون: الشيخ حسين الحقاني
ص٢٣١