تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
حيوانات دريائى و خشكى كه در عرض هم ، تحت جنس حيوان داخل و مندرج هستند و اندراج طولى مثل اندراج انسان تحت جنس حيوان و اندراج حيوان در جنس جسم نامى مثل نبات و اندراج نوع جسم نامى تحت جنس جسم مطلق و اندراج نوع جسم مطلق در تحت جوهر ، البته تا اينجا مثال اندراج عرضى و طولى در سلسله جواهر بود كه يكى از اجناس عاليهء اشياء به شمار ميرود . و امّا در ساير اجناس عالى از قبيل كيف و كمّ و اضافه و وضع و اين و غير اينها نيز همين‌طور اندراج عرضى و طولى وجود دارد كه در جاى خود در منطق و فلسفه گفته شده است ) . و لازمهء اين ( يعنى اندراج طولى و عرضى در زمينهء ماهيّات ) اين است كه در قسمّ اوّل ( از آن دو يعنى اندراج طولى ) از انواع جوهرى مادّهء اولى ، متحصّل به صورت اوّلى بوده سپس آن دو ( يعنى مادهء اوّلى و صورت اوّلى ) باهم ( بمنزلهء ) مادهء دوّم براى صورت دوّم محسوب شده سپس آن دو ( يعنى مادّهء دوّم با صورت دوّم ) كه مجموعا بنام « ماده دوّم » ناميده مىشود ماده براى صورت لا حق محسوب ميگردد ( و همين‌طور در سلسله انواع جوهرى ، تا آخرين انواع جوهرى ادامه پيدا مىكند ) و در قسم دوّم از انواع جوهرى ( يعنى در اندراج عرضى يعنى انواع جوهرى در عرض يك ديگر بوده و همه ، تحت يك جنس قريب داخل باشند مانند انواع گوناگون حيوانات ) مادّه‌اى است و براى اين مادّه ، صور متعدّد متعاقبى است بطوريكه هر زمان كه يكى از صور ( متعاقب ) بر اين مادّه وارد شده حلول كند مادّه مزبور ، از پذيرش صورت ديگر ، امتناع مىكند . حال اگر پيدايش انواع گوناگون جوهرى طولى يا عرضى در رابطه با حركت ( جوهرى ) در آنها مورد ملاحظه قرار گيرند ( يعنى براساس حركت جوهرى بخواهند پا بدايرهء هستى بگذارند ) در اين حال در قسم دوّم ( يعنى اندراج عرضى موردى كه انواع جوهرى در عرض يكديگرند و حركت ، عرضى باشد نه طولى ) مادّه‌اى كه در ابتدا ، موضوع حركت است به هنگام حركت نيز به عينه ، موضوع حركت مىباشد ما دامى كه صور ، پشت سر هم و متعاقب وارد مىشوند تا برسد به آخر حركت خواه آن مادّه ، مادهء اوّلى ( و هيولى اولى ) باشد يا مادهء ثانيه ( كه همان مادّهء اولى به اضافه صورتى كه به آن ملحق شده در رابطه با صورت لا حق بر اين دو )