مبادى فعل ارادى جز علم و اراده وجود ندارد بخلاف فاعل داراى علم كه براى آن يك نوع تعلّقى به مادّه هست زيرا براى او علم و شوق و اراده و قوّهء مباشر با فعل از مبادى فعل براى او هست .
ممكن است اين توهّم پيش بيايد كه اين قانون عقلى كه هيچ فاعلى وجود ندارد جز اينكه براى فعلش غايت دارد كليّت نداشته و به مسألهء وجود اتّفاق نقص گردد و لكن اين توهّم ، باطل بوده و حقّ در مسأله اين است كه در دائره و نظام وجود ، اتّفاقى وجود ندارد ، دليل اين ادّعا در متن درس ذكر شده است .
قول به اتّفاق را به دو نفر از فلاسفهء يونان قديم بنامهاى « ذى مقراطيس » و « ابنادقلس » نسبت دادهاند و دلائلى بر اثبات نظريّهء اتفاق از اين دو فيلسوف نقل شده است ، مرحوم استاد علّامه اين دلائل را نقل و پاسخ آنها را نيز ذكر كرده و به نتايج زير رسيده است :
1 - غايات مترتّب بر افعال فاعلها ، غايات ذاتى و دائمى در رابطهء با علل خود و اسباب حقيقى خويش مىباشند .
2 - حوادث اتّفاقى ، غايات بالعرض بوده ، به غير اسباب حقيقى خويش نسبت داده شدهاند و اين غايات نيز در رابطه با اسباب حقيقىشان ، دائمى هستند .
3 - رابطهء وجودى بين غايات بالذّات و بالعرض و بين سبب فاعلى حقيقى ، امرى است قطعى ، تفصيل اين مطالب همه در متن درس مذكور است مراجعه كنيد .
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 144
مساهمون: الشيخ حسين الحقاني
ص١٤٤