خلاصهء درس سى و نهّم :
فلاسفه معتقدند كه براى هر فعلى غايتى است و لكن به ملاحظهء برخى از افعال ارادى انسانها مثل بازيهاى كودكان ممكن است اين عقيده مورد نقض واقع شود و لكن مسلّم اينكه براى افعال انسان كه مبادى سهگانهء عامله ، قوّهء شوقيّه و صورت علّميه هرسه در آن جمع باشد غايتى نيز موجود است ولى گاهى عفلت فاعل و عدم توجّه او به صورت خيالى غايت كه در ذهن موجود است در برخى از مواد مضّر به اين مطلب نيست كه هر فعلى داراى مبادى سهگانه غايتى دارد زيرا تخيّل غايت غير علم به تخيّل غايت است ، همانطور كه علم غير از علم به علم است .
دو نكته در اينجا قابل ذكر است :
يكى اينكه غايت در جميع موارد عبث ، غايت فكرى نيست و لكن ضررى نيز ندارد توضيح اين مطلب و مطالب بالا در متن درس بيان شده است .
نكتهء دوّم اينكه منتفى شدن غايت در فعلى با منتفى شدن غايت به انقطاع حركت و بطلان آن فرق دارد زيرا اوّلى امر ممتنع بوده و لكن دوّمى ممتنع نبوده ، ممكن است و چهبسا موارد زيادى واقع مىشود .
مبادى فعل ارادى و ترتّب آنها به نحو زير است :
فعل ارادى انسانها مترتّب بر قوّهء عامله و قوّهء عامله نيز مترتّب بر اراده و اراده نيز مترتّب بر شوق و اشتياق انسان به عمل و شوق و اشتياق نيز مترتّب بر صورت فكرى يا تخيّلى است و با اين گفته منافاتى ندارد كه فلاسفه شوق را به برخى از صفات نفسانى نسبت دادهاند ، مرحوم استاد علّامه عبارتى از شيخ الرئيس بو على سينا از شفا در اين زمينه نقل مىكند .
تذكّر اين نكته در اينجا لازم است كه شوق در همهء موارد مختصّ است به فاعلى كه داراى علم بوده و به نحوى از انحاء متعلّق و وابسته به مادّه مىباشد پس فاعل مجرّد از مادّه از