تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
كرده ، حلّ مىكند و يا ( در اثر تابش حرارت آفتاب بر درياهاى شور ) نمك ايجاد مىكند و صورت رخت‌شوى را در اثر تابش آفتاب سياه و صورت لباس را سفيد مىسازد و . . .

پاسخ دليل سوّم

حاصل پاسخ اين است كه طبيعت واحد جز يك فعلى كه داراى يك غايت است كارى انجام نمىدهد و امّا ترتّب آثار مختلف بر فعل يك طبيعت ، از توابع ضرورى عوامل و موانع متنوّع و متباين است كه مقارن و همراه با فعل مىباشد .

سه نتيجه :

از مجموع مطالب گذشته نتايج زير بدست ميايد : 1 - غايات مترتّب بر افعال فاعل‌ها ، در رابطه با علل خود و اسباب حقيقى خويش غايات ذاتى و دائمى مىباشند . 2 - آثار نادر كه بنام « امور اتّفاقى » ناميده مىشود اينها غايات بالعرض بوده ، به غير اسباب حقيقى خويش نسبت داده شده‌اند و اين غايات نيز ، نسبت به اسباب حقيقى خودشان دائمى هستند . 3 - چون ترتّب غايات ذاتى بر علّتهاى حقيقى آنها دائمى بوده ، تخلّف‌ناپذير است پس ناگريز ميان آن غايات و علّت فاعلى حقيقى آنها يك نوع رابطه وجودى برقرار مىباشد . حال اگر جايز باشد بر ما كه شكّ كنيم در ارتباط اين غايات با فاعل‌هايشان با اينكه ترتّب دائمى بين آن دو وجود دارد هرآينه براى ما جايز است كه در ارتباط فعل با فاعلش نيز شكّ كنيم ( و چون در ارتباط ( علّى و معلولى ) بين فعل و با فاعل‌اش شكّى نداريم در نتيجه بين غايات و فاعل‌هايشان نيز شكّى نداريم ) . از اينجا است كه بسيارى از قائلين به اتّفاق ، علّت فاعلى را نيز مثل علّت غائى منكر شده‌اند ( يعنى چون ارتباط بين غايات و فاعل‌هايشان را منكر شده‌اند ارتباط بين فعل و فاعل‌هايشان را نيز منكر شده‌اند ) و علّت را منحصر در علّت مادّى كرده‌اند چنان كه در مبحث علّت فاعلى گذشت ( كه هيچ موجود ممكنى از علّت فاعلى بىنياز نيست ) .