نظر ذى مقراطيس در اتّفاقى بودن پيدايش عالم :
طرفداران قول باتّفاق به اين مثالهاى جزئى كه آنها را شناختيد براى اثبات اتّفاق ، تمسّك كردهاند از باب مثال به « ذى مقراطيس » نسبت داده شده است « 1 » كه ايشان معتقد است كه عالم از روى اتّفاق پديد آمده است .
توضيح عقيدهء ايشان اين است كه اجسام از جرمهاى كوچك سخت ، تركيب يافته كه در خلاء ، غيرمتناهى ، پخش شده است ، طبيعت اين اجرام متشاكل ( مثل هم ) و اشكالشان گوناگون بوده ، حركت دائمى دارند در اين هنگام بطور اتّفاقى تعدادى از آنها باهم برخورد كرده و بر هيئت خاصّى اجتماع كردند ( بدون اينكه يك فاعل طبيعى يا قابل داراى علم و اراده آن را اقتضاء كرده باشد ) و در نتيجه اين عالم ( از مجموعهء اين اجرام ) پيدا شده است و لكن به زعم اين فيلسوف ، پيدايش و كينونت حيوان و نبات از روى اتّفاق نيست .
و همچنين بيكى ديگر ( از فلاسفه ( يونان باستان ) بنام « انبار قلس » نسبت داده شده كه تكوّن اجرام « اسطقسيه » « 2 » از روى اتّفاق بوده است .
و در نتيجه آنچه از اين اجرام اتّفاق افتاده بر نحوى كه صلاحيّت بقاء نسل را پيدا نموده باقى مانده است و آنچه را كه اتّفاق افتاده و اينگونه نشده ، باقى نمانده متلاشى شده است .
دلائل اين فيلسوف بر عقيدهء خود :
اين فيلسوف بر عقيدهء خود به چند دليل و حجّت استدلال نموده است « 3 »
هامش
( 1 ) - طبيعيّات شفا مقالهء اوّل فصل 4 و 13 و 14 - مقاومات ص 178 - مطارحات ص 432 ( شارح ) .
( 2 ) - طبيعيّات شفا مقالهء اوّل فصل 14 - اسفار ج 2 ص 254 ( شارح ) .
( 3 ) - كلمهء « اسقطس » يك واژهء يونانى بهمعناى « بسيطتر » است و مقصود از آن آخرين جزئى است كه از تحليل مركبات بدست ميايد و خود از اجزاى ديگرى تشكيل شده است بهمعناى عنصر و اصل ، مايه و مادّه ، اصل هرچيز ، مادّهء نخستين در آفرينش هيولى بهمعناى عنصرهاى چهارگانه : آب ، خاك ، باد و آتش آنچه مايه و قوام و دوام چيزها است همه بنام : « اسطقسات » ناميده مىشود « فرهنگ فارسى تأليف دكتر محمد معين