درس سى و هفتم ( 37 )
فصل هشتم در اينكه در عالم وجود مؤثّرى بهمعناى حقيقى كلمه جز خداوند نيست « 1 »
سابقا گذشت كه ( قانون ) عليّت و معلوليّت در تمام موجودات ، سارى و جارى است ، هيچ موجودى نيست جز اينكه او علّت است ، معلول نيست يا معلول است علّت براى شىاى نيست يا علّت براى شىء است و معلول براى شىء ( ديگر ) .
و نيز گذشت كه سلسلهء علل ( بالاخره ) به علّتى منتهى مىشود كه خودش معلول نيست و او واجب الوجود است .
و نيز گذشت اينكه واجب الوجود ، واحد است بوحدت حقّه ( يعنى ذات باريتعالى عين وحدت است نه ذات متصّف بوحدت ، پس ذات او ) دو نمىشود و تكرّر نيز ( در وجود او ) معنى ندارد .
و لكن غير او از موجودات فرضشده همه ، فى نفسه ممكن بوده و به توسّط او واجب
هامش
( 1 ) - اسفار ج 2 ص 216 و ص 219 ( شارح ) .