جمع نمىشوند .
و در تمانع ، ميان فلاسفه ، اختلاف است « 1 » كه آيا تمانع به ملاحظهء ذاتش ، ( بالذّات ) از سنخ تقابل است يا نه ؟ بنابر اينكه از سنخ تقابل باشد آيا يكى از اقسام چهارگانه تقابل ، به شمار مىرود يا قسم پنجمى است غير از اقسام چهارگانه تقابل ؟
بنابر اينكه يكى از اقسام تقابل باشد آيا داخل در تقابل تضايف است يا تضادّ ؟ براى هر يك از احتمالات ذكر شده ، قائلى وجود دارد ، همهء اين مسائل در كتب مفصّل بطور تفصيل گفته شده .
حق ، اين است كه تمانع ، داخل در تقابل مصطلح ، نيست زيرا قوام و اساس تقابل مصطلح ، بغيريّت ذاتى است يعنى هريك از دو شىء متقابل به ملاحظهء ذاتش ، طرف مقابل را طرد و دفع مىكند . زيرا بديهى است كه ( تخالف و تمانع موجود بين ) واحد و كثير از قبيل اختلاف و تمانع ذاتى نيست زيرا واحد و كثير ، دو قسمى هستند كه موجود از جهت اينكه موجود است به اين دو قسم ، منقسم مىشود و سابقا گذشت كه وحدت ، مساوق با وجود است .
پس هر موجود ، از جهت موجود بودن ، واحد است همانطور كه هر واحد از جهت واحد بودن ، موجود است پس واحد و كثير هركدام از آن دو ، مصداق واحد مىباشد يعنى آنچه كه به سبب آن ، اختلاف بين واحد و كثير ، وجود دارد برمىگردد به آنچه كه به سبب آن اتّحاد بين واحد و كثير ، پيدا مىشود و اين ( خاصيّت ) و شأن تشكيك است كه اين گونه باشد نه تقابل .
پس وحدت و كثرت ، از شؤون تشكيك وجود است و وجود با ملاحظهء تشكيك وجود ، به واحد و كثير ، تقسيم مىشود با اينكه واحد ، با موجود مطلق ، مساوق مىباشد همانگونه كه وجود ، بوجود خارجى و ذهنى تقسيم مىشود با اينكه وجود خارجى ، مساوق مطلق وجود است .
و وجود به « ما بالفعل » و « ما بالقوّه » منقسم مىشود با اينكه « ما بالفعل » مساوق
هامش
( 1 ) - الهيات شفاء مقالهء سوّم فصل ششّم - التّحصيل ص 369 - مباحث مشرقيّه ج 1 ص 98 - مطارحات ص 318 - اسفار ج 2 ص 122 و ص 126 . ( شارح )