خلاصهء درس سى و دوّم :
متضايفان دو امر وجودى هستند كه هريك از آن دو بدون تعقّل ديگرى تعقّل نميشود اشكالى در تقابل تضايف مطرح گرديده و آن اينكه تضايف در اقسام تقابل چهار گانه داخل نيست ، توضيح اشكال و پاسخ آن در متن درس بيان گرديده است .
دو امر متضايف ، دو امر متكافىء از لحاظ وجود و عدم و قوّه و فعل هستند پس متضايفان از قبيل دو امرى هستند كه يكى از آن دو بر ديگرى تقدّم ندارد نه در ذهن و نه در خارج .
معناى تقابل تضادّ نزد قدماء از فلاسفه غير از معنائى است كه فلاسفهء مشّاء آن را تعريف كردهاند .
تعريف تقابل تضادّ نزد قدماء فلاسفه : دو شىء متضادّ و دو امر وجودى بوده ، از قبيل متضائفان نيستند و در محلّ واحد و در زمان واحد و از جهت واحد با يكديگر جمع نميشوند .
امّا نزد فلاسفهء مشّاء : متضادّان دو امر وجودى بوده ، از قبيل متضايفان نيستند و بر موضوع واحد تعاقب داشته و در جنس قريب داخل مىباشند و بينشان غايت خلاف و تخالف وجود دارد .
فرق بارز بين اين دو تعريف در اين است كه بناء بر تعريف قدماء فلاسفه ، تضادّ بين جواهر واقع شده و نيز اطراف تضادّ مىتواند بيش از دو چيز باشد .
و امّا بنابر تعريف فلاسفهء مشّاء تضادّ در ميان بيش از طرفين تضادّ محال است تحقّق داشته باشد پس دو امر متضادّ اوّلا منحصر در دو امر عرضى بوده ، داراى موضوع واحدى مىباشند .
و ثانيا دو نوع از اين جهت كه هركدام از آن دو ناظر به ديگرى مىباشد هريك از آن دو با فصل خود كه تماميّت نوعش وابسته به آن مىباشد ديگرى را طرد مىكند و بديهى است اين طرد ، هنگامى محقّق است كه هر دو نوع ، داخل تحت جنس واحد قريبى باشند .