مطلق وجود مىباشد .
علاوه بر اين ، هيچ يك از اقسام تقابل چهارگانه به ملاحظهء خواصّى كه دارند انطباق بر واحد و كثير را قبول نمىكند .
زيرا نقيضين و عدم و ملكه ، يكى از دو امر متقابل در آن دو ، امر عدمى است ولى واحد و كثير ، دو امر وجودى هستند .
و امّا متضائفين از جهت وجود و عدم و قوّه و فعل ، باهم متكافىء مىباشند و لكن واحد و كثير ، اين خاصيّت و صفت را ندارد .
و امّا متضادّان نيز ، بين آنها « نهايت خلاف » وجود دارد و بديهى است كه واحد و كثير ، اين خاصيّت تضاد را ندارد زيرا هر كثير عددى را كه مقابل يك واحد عددى باشد در نظر بگيريم در اين صورت ممكن است عددى فرض شود زيادتر و دور تر از اين واحد عددى زيرا عدد ، غير متناهى است پس بين واحد و كثير ، اصولا هيچ يك از انواع تقابل كه منحصر در چهار نوع هستند ، وجود ندارد .
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 553
مساهمون: الشيخ حسين الحقاني
ص٥٥٣