تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
هستند ، تنها انسان است از اين جهت كه او ، فاعل علمى است و علم ، متمّم فاعليّت او بوده و به واسطهء آن ، كمال را از غير آن تميز مىدهد . و بدنبال آن ، شوق در او ، پيدا مىشود بدون اينكه شوق ، توقّفى بر شوق يا ارادهء ديگرى داشته باشد ( زيرا در اين صورت در سلسله شوقها و اراده‌ها تسلسل پديد مىآيد ) . و بدنبال شوق ، بالبداهة ، ( حالت ) اراده به فعل ، در صفحهء نفس ، پيدا مىشود بدون اينكه توقّفى بر ارادهء ديگرى داشته باشد و گرنه اراده ، متسلسل ، خواهد شد ( و اين نيز ، محال است ) . ( پس شوق به انجام فعلى يا اراده بر آن منوط به اين نيست كه شوق بر انجام فعل متوقّف بر شوق ديگرى قبل آن شوق باشد و هم‌چنين لازم نيست كه اراده كند كه اراده انجام آن كار را در نفس خود پديد آورد ، زيرا در اين صورت شوق دوّم متوقّف بر شوق سوّم و ارادهء دوّم نيز متوقّف بر ارادهء سوّمى خواهد بود و به همين ترتيب ادامه مىيابد و در نتيجه تسلسل در سلسلهء شوقها و اراده‌ها پديد مىآيد ، و اين نيز عقلا محال است ) . از اينجا معلوم مىشود كه شمردن اراده ، به عنوان علّت فاعلى فعل ، سخنى ناروا است ( زيرا علّت فاعلى فعل ، نفس است ) و اراده و شوقى كه قبل از اراده ، متحقّق مىشود هر دو از لوازم علم نفس است كه متمّم فاعليّت فاعل است .

[ 2 . افعالِ انسانِ داراىِ علم خالى از اراده نيست ]

ثانيا : افعال انسان ، افعالى كه در صدور آنها ، علم نفس ، مدخليّت دارد ، خالى از ارادهء فاعل ، نيست حتى فعل جبرى ( پس فرد مجبور به انجام كارى نيز گرچه در اثر تهديد و ارعاب آن كار را انجام ميدهد و لكن در انجام فعل آن كار ، اراده موجود است ) و به زودى در مبحث « اقسام فاعل « 1 » » مطالبى نافع در اين خصوص مىآيد .

[ 3 . ملاكِ اختيارى بودنِ فعل ]

ثالثا : ملاك اختيارى بودن فعل ، مساوى بودن انسان ، نسبت به دو طرف فعل و ترك است گرچه صدور فعل نسبت به انسان در حالى كه فاعليّتش تامّ باشد ( يعنى مقتضى انجام كار و شرايط تحقّق آن موجود بوده ، موانع مفقود باشد ) ضرورى است .
هامش
( 1 ) - مرحلهء هشتم - فصل هفتم .