شده است .
[ قول پنجم : اينكه جسم ، جوهر بسيط مىباشد ]
قول پنجم : اينكه جسم ، جوهر بسيط مىباشد و عبارت از اتّصال و امتداد جوهرى است كه قسمت خارجى و وهمى و عقلى را قبول مىكند و اين قول ، به « افلاطون » « 1 » الهى و ( رواقيّون ) « 2 » نسبت داده شده است .
[ قول ششم : اينكه اين جوهر ممتد در جهات سهگانه ]
قول ششم : اينكه اين جوهر ممتد در جهات سهگانه ، مركّب از جوهر و عرض يعنى
هامش
- « ابو نصر قشيرى » و « ابو القاسم سلمان بن ناصر انصارى » و ابو الحسن علّى بن احمد مدينى علم آموخت و در بحث و مناظره و وعظ و تذكير از مشاهير عهد گرديد ، مدّتى در خوارزم به سر برد و سه سال در بغداد زيست و پس از بازگشت از بغداد ، باقى عمر را در خراسان گذرانيد ، و مدّتى ملازم مجد الدّين ابو القاسم على نقيب سادات ترمذ بود و دو كتاب خود « الملل و النحل » و « المصارعة » را بنام او تأليف كرد و سپس به خدمت سلطان سنجر پيوست و آنگاه به مولد خود ، « شهرستان » رفت و همانجا بود تا درگذشت . ديگر از آثار او « نهاية الاقدام » است . ( فرهنگ فارسى معين ) و اعلام زركلى ج 3 ص 918 و غزالى نامه ص 6277 ، عيون الاخبار ص 20 و 136 ، ضحى الاسلام تأليف احمد امين ، خاندان نوبختى تأليف عباس اقبال ، كلام شبلى ، تاريخ ادبيّات ايران ( ادوارد براون ) ، روضات الجنّات خوانسارى ص 725 و معجم المطبوعات العربيّة ) ج 3 ص 1153 مراجعه شود . ( شارح )
( 1 ) - افلاطون از شاگردان فيثاغورث از خاندانهاى معروف علم يونان بوده ، به تمام فنون طبيعى ، آگاهى داشت و آثار گرانبهائى در علوم فلسفى تصنيف نمود - گويند افلاطون در حال گام زدن به تعليم متعلّمان مىپرداخت و به همين جهت به فرقه « مشائّيان » شهرت يافتند وى در سال 427 قبل از ميلاد متولّد و در سال 347 ق . م درگذشت .
از آثار او : 1 - كتاب « السياسه » كه حنين بن اسحاق آن را تفسير كرده است .
2 - كتاب « النواميس » كه حنين بن اسحاق آن را نقل كرده است .
3 - كتاب « التوحيد » در نفس و عقل و جوهر و عرض .
4 - كتاب مطسطس .
5 - تأديب الاحداث .
منابع : فهرست ابن نديم - تاريخ الحكماء قفطى - سير حكمت در اروپا لغتنامهء دهخدا مادّه افلاطون ص 3141 و ص 3142 . ( شارح )
( 2 ) - حكمة الاشراق ص 80 و ص 88 . ( شارح )