اجزاء ، متناهى مىباشند اين قول ، قول جمهور متكلّمان مىباشد .
[ قول دوّم : اينكه اين جوهر ، مركّب است ، ]
قول دوّم : اينكه اين جوهر ، مركّب است ، همانطور كه در قول اوّل گفته شد اجزاء آن ، غير متناهى است و اين قول به نظّام « 1 » نسبت داده شده است .
[ قول سوّم : اينكه اين جوهر ممّتد ، مركّب است از اجزاء « بالفعل » و « متناهى » ]
قول سوّم : اينكه اين جوهر ممّتد ، مركّب است از اجزاء « بالفعل » و « متناهى » كه بسيار كوچك و سخت مىباشند و به جهت كوچك بودن اجزاء و صلابتشان ، قابل قسمت در خارج نيستند و لكن قسمت وهمى و عقلى را قبول مىكنند اين قول ، به « ذى مقراطيس » نسبت داده شده است . « 2 »
[ قول چهارم : اينكه اين جوهر ممّتد ، متّصل واحدى است ]
قول چهارم : اينكه اين جوهر ممّتد ، متّصل واحدى است ، همانطور كه در حسّ ما ، چنين است و تقسيم به اجزاء متناهى را مىپذيرد و اين قول به « شهرستانى » « 3 » نسبت داده
هامش
( 1 ) - ابراهيم بن سيّار ابن هانى بلخى بصرى ، كينهء او ابو اسحق مشهور به نظّام از اعاظم دانشمندان عهد بنى عبّاس و از اجلّهء علماى معتزله است ؛ در علم كلام و طبيعيّات و الهيّات تبحرّ داشت و در عهد خلافت مأمون و معتصم ، شهرتى فوق العاده يافت ؛ فرقه نظاميّه به دو منسوب است تصنيفات او را تا 100 جلد نوشتهاند وى به سال 221 ه . ق درگذشت ( ريحانة الادب ج 4 ص 206 - روضات الجنّات ص 42 الموسوعة العربيّه الميسّرة - لغتنامه دهخدا مادّه نظّام ص 591 ) ( شارح ) .
( 2 ) - « ذو مقراطيس » فيلسوف يونانى ، وى در مأنهء پنجم قبل از ميلاد مىزيست او مدام به ديوانگى بشر مىخنديد چنان كه « هراقليطس » بر آن مىگريست ، وى معتقد بود كه جهان ، مركّب از ذرّات بىشمارى مىباشد كه در خلاء در حركت است و اجسام را مركّب اجزاى لا ينجزّى ميدانست و ظهور به زمان بهمن اسفنديار بازمىگردد ، در « ترجمهء نزهة الارواح » چنين آمده : « وى هميشه ، بشّاش بود ، مردم بلد او از اينرو او را ديوانه گمان بردند و بقراط را به علاج وى مأمور كردند و او به خوردن شير تجويز كرد چون شير بياوردند گفت اين شير بزى سياه و جوان است و چون تحقيق كردند چنان بود كه او گفته بود و بقراط از فراست او در عجب شد و ديرى با او در علوم حكميّه بحث كرد و از آن پس بقراط گفت : همشهريان وى ديوانهاند نه او ( لغتنامه دهخدا مادّهء ذى مقراطيس ص 186 ) ( شارح )
( 3 ) - ابو الفتح محمدّ بن ابو القاسم عبد الكريم فقيه و متكلّم و عالم اديان از دانشمندان اشعرى ، متولّد در « شهرستان » يا « شهرستانهء » خراسان به سال 479 و متوفّى در 548 ه ، وى نزد ابو المظفر خوافى قاضى طوس و -