تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
وارد است ( و حاصل اشكال مذكور اين بود كه ممكن است در عالم وجود ، جوهر مادّى قابل ابعاد سه‌گانه باشد كه غير جسم و صورت جسميّه باشد و لكن فلاسفه بدليل استقراء و اعتماد بر آن ، آن را منحصر در جسم نموده‌اند و نظير اين اشكال در محلّ مورد بحث نيز ، جريان دارد ) علاوه بر اين ، عطف كردن مرحوم ملّا صدرا « صور طبيعيّه » را كه متأخّر از نوعيّت جسم است ، ( يعنى مثلا در عالم خارج يك نوع از جسم از ميان اجسام تحقّق پيدا مىكند سپس صور طبيعى مثل عنصر بودن يا معدن بودن به آن ملحق مىگردد ) بر صورت امتدادى ( به اين نحو : « امّا امتدادية او طبيعيّة » . . . ) ، با اوّلى بودن انقسام سازگار نيست ( زيرا صورت ) امتدادى ( يعنى صور جسمى ) قبل از نوعيّت جسم و در نتيجه قبل از صور طبيعى كه بعد از نوعيّت جسم بر جسم ملحق مىشود در اثر لحوق فعليّت‌ها در مرحلهء جنس پديد مىآيد پس در تحقّق جسم ابتداء صور امتدادى يعنى صور جسمى با تحقّق اجناس پديد مىآيد ، در اين مرحله تصوّر صور طبيعى ( مثل عناصر و معادن و غير اينها ) وجود ندارد بلكه اين صور بعد از لحوق فصول جديد به اين اجناس ، تحقّق پيدا مىكنند . پس صور طبيعى بعد از تحقّق نوعيّت اجسام پديد مىآيد ، حال از عطف « صور طبيعيّه » به « صور امتدادى » توهّم اين مسأله پيش مىآيد كه آن دو در يك رديف و در يك مرتبه بوده ، انقسام به اين دو از قبيل اوّلى مىباشد در حالى كه چنين نيست ) . بهر حال آنچه براى ما در اينجا مهمّ است اينكه از حقيقت جسم و دو جزء او ( مادّه و صورت ) بحث كنيم : و اما بحث از نفس و حقيقت آن مربوط به « علم النّفس » است كه مقدارى از آن را در دو مرحلهء « قوّه و فعل » و « عاقل و معقول » در آينده بحث خواهيم كرد . و اما كلام در حقيقت « عقل » به مبحث الهيّات « بالمعنى الاخّص » موكول است و در اين حال مقدارى از آن را در دو مبحث « قوّه و فعل » و « عاقل » ان شاء اللّه بررسى خواهيم كرد .