پاسخ :
ماهيّت تعقّل شده به جهت اين حيثيّت كه قائم به نفس جزئى است نفس را متّصف به صفتى مىنمايد و همچنين ماهيّت معقول با اين حيثيّت كه كيفيّتى است از كيفيّات نفسانى و كمالى است براى نفس از قبيل موجودات خارجى است كه از محلّ بحث ما فعلا خارج است زيرا محلّ كلام در ماهيّت با حيثيّت وجود ذهنى است وجود ذهنى كه با حيثيّت بر آن آثار خارجى مترتّب نمىگردد .
( و بديهى است كه ) ماهيّت با حيثيّت وجود ذهنى و از اين جهت از صدق بر كثيرين اباء دارد ( پس ماهيّت موجود در ذهن از قبيل كلّى و از صدق بر كثيرين ابا ندارد و از قبيل جزئى شخصى نيست تا اشكال بالا متوجّه شود ) .
طرق تميز دادن اشياء مشترك در يك معناى كلّى
اشياء مشترك در يك معناى كلّى به يكى از سه طريق زيرا از هم تميز داده مىشود :
1 - اگر اشياء تنها در عرضى خارج از ذات ، مشترك باشند تميز اين اشياء با برخى ديگر به تمام ذات مىباشد مثل دو نوع از دو مقوله از مقولات عرضى كه در عرضيّت مشتركاند .
2 - اگر اشياء در يك ذاتى باهم مشترك باشند اين نيز از دو شقّ خالى نيست يا در برخى از ذاتيّات باهم مشتركاند و آن بعض ، لا محاله جنس خواهد بود ( زيرا اشتراك در فصل يعنى ذاتى كه خاصّ شىء است معنى ندارد ) در اين صورت تميز آن دو هم به بعض ديگر ذاتى خواهد بود كه آن فصل است مثل تميز انسان از اسب ( مثلا ) كه هر دو در حيوانيّت مشتركند و تميز آن دو با ناطق ( كه فصل انسان است و در اسب وجود ندارد ) و صاهل ( شيهه كننده كه فصل اسب است و در انسان وجود ندارد ) نخواهد بود .
3 - اگر اشياء در تمام ذات باهم مشترك باشند تميز برخى از برخى ديگر با عرض مفارق ( نه عرض لازم ) خواهد بود زيرا اگر ( عرض ) لازم مىبود هيچ فردى از آن خالى نبود پس لازم نوع ، لازم جميع افراد آن نيز هست .