تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢

فصل سوّم در كلّى و جزئى

شكّى نيست كه ماهيّتى در مقام تحقّق كه افراد كثير دارد بر هريك از افراد خويش صادق بوده ، حمل بر آنها مىشود به معناى اينكه ماهيّتى كه در ذهن است هر موقع كه فردى از افراد آن در ذهن وارد شده و ماهيّت بر آن فرد عارض شود ماهيّت با آن فرد متّحد شده و اين ، ماهيّت آن فرد مىباشد ( يعنى اتّحاد مصداقى بين آن دو در ذهن برقرار مىشود ) اين خاضيّت ( موجود در ماهيّت ) بنام « كليّت » ناميده مىشود و مراد از آن ، اشتراك افراد در ماهيّت است . پس عقل صدق ماهيّت بر كثيرين را نظر به خود ماهيّت و نفس آن تجويز مىكند و آن را ممتنع نمىداند خواه اينكه ماهيّت در خارج داراى افراد كثير باشد يا نه ؟ پس كليّت ، خاصّه ( و صفت ) ذهنى است كه در ذهن بر ماهيّت عارض مىشود زيرا وجود خارجى عينى ، مساوى و مساوق با تشخّص بوده ، مانع از اشتراك است پس كليّت از لوازم وجود ذهنى براى ماهيّت است همانطور كه جزئيّت و تشخّص از لوازم وجود خارجى است . ( دو اشكال بر اين مطلب بالا وارد كرده‌اند كه هر دو باطل و بىاساس است ) .

اشكال اوّل

« كليّت » و « جزئيّت » در نحوهء ادراك است ( و نحوهء ادراك يا حسّ است يا عقل ) به
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 252 | الشيخ حسين الحقاني