به آن تشخّص پيدا مىكنند .
فاعل يا موضوع از اين جهت در تشخصّ دخالت دارند كه از علل وجود بشمار مىآيند لكن نزديكترين سبب تشخصّ در اينجا همان وجود خود شىء است چنان كه شناختيد .
3 - جزئى بودن يك شىء معلوم محسوس ، از ناحيهء خودش از اين جهت نيست كه آن ، يك مفهوم ذهنى مىباشد بلكه از اين جهت است كه از طريق حسّ با خارج متّصل است و از اين جهت است كه انسان مىداند به اينكه يك نوع تأثيرى از عين خارجى براى او وجود دارد .
و همچنين جزئى بودن صورت خيالى ( اشياء ) از اين ناحيه است كه ( بالاخره ) به حسّ مربوط مىشود همانطور كه انسان صورت خيالى مخزون نزد خود را كه از طريق حسّ پيدا شده است احضار مىكند و يا با تركيب صور خيالى با صور حسّى مخزون در ذهن صورت يك فرد خيالى ايجاد مىنمايد ( دقّت كنيد ) .
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 257
مساهمون: الشيخ حسين الحقاني
ص٢٥٧