[ مرحله پنجم در ماهيت و احكام آن ]
درس پانزدهّم ( 15 )
فصل اوّل ماهيّت در مرحلهء ذات خويش نه موجود است و نه معدوم
ماهيّت عبارت است از آنچه در جواب ( سؤال به ) « ماهو » واقع مىشود و ماهيّت به ملاحظهء حيثيّت ذاتش و نظر بذاتش ( و فى حدّ ذاتها ) ابا از اين ندارد كه متّصف شود به اينكه موجود است يا معدوم . ماهيّتى كه نظر بذاتش چنين حالتى دارد در حدّ ذات خويش نه موجود است و نه لا موجود به اين معنا كه موجود و لا موجود هيچكدام در حدّ ذات ماهيّت مأخوذ نيست به اينكه عين ماهيّت باشد يا جزء آن ، گو اينكه ماهيّت در نفس الامر خالى از اتّصاف به يكى از اين دو ( وجود يا عدم ) نيست مثل اتّصاف ماهيّت به صفتى خارج از ذات خويش و به عبارت ديگر ، ماهيّت به حسب حمل اوّلى نه موجود است و نه معدوم گرچه به حسب حمل شايع يا موجود است يا لا موجود .
اين است مراد كسانى كه گفتهاند كه : ارتفاع وجود و عدم از ماهيّت به ملاحظهء ذاتش ( من حيث هى ) از قبيل ارتفاع نقيضين از مرتبه ( و حدّ ذات ) است .
و اين ( نوع ارتفاع نقيضين ) محال است بلكه محال ، ارتفاع وجود و عدم از واقع مطلقا يعنى از جميع مراتب واقع است .
مقصودشان اين است كه مراد از نقيض وجودى كه آن وجود در حدّ ذات مأخوذ است