تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥

تنبيه دوّم : اقسام امكان :

در اين مباحث اگر صحبت از امكان مىكنيم مقصود ما همان معناى سلب دو ضرورت ( وجود و عدم يعنى امكان خاصّ ) است كه سابقا گذشت و يكى از جهات ( و موادّ ) سه‌گانه است و هيچ قضيّه‌اى در نفس الامر و واقع از اين جهات سه‌گانه خالى نيست .

امكان عام

و لكن نزد عامّهء مردم ، امكان در معناى : « سلب ضرورت از جانب مخالف قضيّه ( يعنى حكم خلاف منطوق قضيّه ) به كار برده مىشود و لازمهء آن سلب امتناع از جانب موافق قضيّه است : امكان در قضيّهء ( ممكنه ) موجبه در دو صورت صادق است : صورت اوّل : هنگامى كه جانب موافق ( يعنى نسبت به بين موضوع و محمول فى نفسه در منطوق قضيّه ) ضرورى باشد مثل اين مثال : « نويسنده انگشتانش متحرّك است بالامكان ( كه در اين قضيّه ، متحرّك بودن انگشتان نويسنده ، ضرورى است و متحرّك نبودن انگشتان براى نويسنده ضرورت ندارد ، پس ممكن است ) . صورت دوّم : هنگامى كه در جانب موافق قضيّه ، ضرورت از آن ، مسلوب باشد مثل اين مثال : « انسان انگشتانش متحرّك است بالامكان » ( كه در اين قضيّه متحركّ بودن انگشتان انسان ضرورى نيست و متحرّك نبودن انگشتانش نيز ضرورى نيست پس ممكن است ) . و در قضيّهء ( ممكنه ) سالبه نيز امكان در دو مورد صادق است : مورد اوّل : هنگامى كه جانب موافق ( در قضيهء ) ممتنع باشد مثل اين مثال : « نويسنده به هنگام نگارش ، انگشتانش ساكن نيست بالامكان » ( كه در اينجا ساكن بودن انگشتان نويسنده موقع نوشتن ممتنع است پس ساكن نبودن انگشتان نويسنده ، ممكن است ) . مورد دوّم : هنگامى كه ضرورت از جانب موافق سلب شده باشد مثل اين مثال : انسان انگشتانش ساكن نيست بالامكان » ( كه در اين قضيّه ساكن بودن انگشتان براى انسان