عين ذات مقدس مىباشد ( نه زايد بر ذات چنان كه برخى از متكلميّن ، اين عقيدهء باطل را دارند ) .
2 - ضرورت ذاتى :
اينكه موضوع به ملاحظه ذاتش ( لذاته ) اقتضاى محمولى داشته و حمل محمول و صدق آن بر موضوعش ضرورى باشد و لكن اين ضرورت ، همراه و توأم و در زمينهء وجود موضوع است نه اينكه به واسطهء وجود موضوع اين ضرورت پيدا شود « 1 » ( الضّرورة الذّاتية هى كون المحمول ضروريّا للموضوع لذاته مع الوجود لا بالوجود ) مثل اين مثال : « هر انسانى حيوان است بالضّروره » در اين قضيّه حيوانيّت ، ذاتى انسان بوده و براى انسان ضرورت دارد مادامى كه انسان موجود بوده و وجود با او همراه است بطورى كه اگر وجود با انسان همراه نباشد و انسان را بىوجود فرض كنيم مسلّما ذات باطلى بوده ، در اين صورت نه انسان است و نه حيوان .
3 - ضرورت وصفى :
ضرورى بودن محمول بر موضوع به جهت وصفى كه موضوع دارد ( و وصف در موضوع بمنزلهء علّت ضرورى بودن ثبوت محمول بر موضوع است ) مثل اين مثال « هر نويسندهاى ، انگشتانش حركت مىكند بالضّروره مادامى كه مىنويسد » ( در اين قضيّه ضرورت حركت انگشتان ، تنها در صورت وصف كتابت است كه نويسندهها دارند و اين وصف ، علّت حركت انگشتان نويسنده محسوب مىشود ) .
4 . ضرورت وقتيّه :
عبارت است از ضرورى بودن محمول براى موضوع در وقتى از اوقات و ضرورت وقتيّه به يك اعتبار يك نوع ضرورت وصفى محسوب مىشود و به آن برمىگردد ( اگر وقت و زمان را در قضيّهء وقتيّه به عنوان وصف موضوع تلقّى كنيم مثل اينكه بگوئيم :
« ماه مىگيرد به هنگام حايل شدن و زيادى زمين بين آفتاب و ماه » كه در حقيقت « بهنگام حايل شدن زمين » گرچه از قبيل وقت و زمان است و لكن يكنوع وصفى براى موضوع اين قضيّه يعنى ماه به شمار مىرود بنابراين قضيّهء ضروريّهء وقتيّه بر ضروريّهء وصفيّه برمىگردد ) .
هامش
( 1 ) - چنان كه محقّق دوّانى چنين نظرى را موجّه دانسته است . براى توضيح بيشتر به اسفار ج 1 ص 92 - 91 مراجعه نمايند . ( شارح )