فصل سوّم انقسام وجود فى نفسه به دو قسم : وجود لنفسه و لغيره
موجوداتى كه فى نفسه ( يعنى به ملاحظهء ذاتشان ) وجود دارند به دو قسم تقسيم مىشوند :
1 - آنچه وجودش فى نفسه براى خودش است ( ما وجد وجوده لنفسه مثل انسان و اسب و غير ايندو ) .
2 - آنچه وجودش براى غير ( و در غير ) تحقّق پيدا مىكند ( ما وجد وجوده لغيره مثل سفيدى و سياهى و غير ايندو از عرضهاى موجود در خارج ) .
( توضيح اينكه در هر دو قسم ، معناى « تحقّق شىء فى نفسه » مشترك مىباشد و تنها فرق بين ايندو در اين است كه در اوّلى ( يعنى در موجودهاى جوهرى ) تحقّق « فى نفسه » براى خودش هست نه براى غير ولّى در دوّمى ( يعنى در موجودهاى عرضى ) تحقّق « فى نفسه » براى غير است ( مثل عرضها از قبيل سفيدى و سياهى و . . . ) .
و مراد از اينكه وجودش براى غير است ( و در غير تحقّق پيدا مىكند - قسم دوّم ) اين است كه وجود او فى نفسه كه عبارت از طرد عدم از ماهيّتش مىباشد اين ، به عينه عدم را از شىء ديگر ( نيز ) طرد مىكند ( پس سفيدى مثلا دو عمل انجام مىدهد : اوّل اينكه با تحقّق سفيدى و وجود آن ، عدم را از ماهيّت خودش طرد مىكند و ديگر اينكه از كتاب نيز كه موضوعش مىباشد عدم سفيدى را طرد كرده ، كتاب را متّصف به سفيدى مىكند ) .
اين طرد از اين جهت نيست كه ماهيّت شىء ديگر ( مثل كتاب در مثال سفيدى براى