خلاصهء درس شّشم :
در قضاياى خارجى موضوعات و محمولاتى وجود دارند كه بر خارج منطبق مىشوند مثل زيد و ايستاده در قضيّهء : « زيد ايستاده است » و وراء موضوع و محمول در هر قضيّه امرى وجود دارد كه آن را به اسم « وجود رابط » مىناميم . و موضوعات و محمولات هر قضيّه را وجود « مستقلّ محمولى » و يا « وجود نفسى » مىناميم مثل جواهر و اعراض .
بديهى است كه وجود رابط جدا از طرفين قضيّه نيست بطوريكه امر مستقلّى محسوب شود و گرنه اجزاى قضيّه به بىنهايت تسلسل پيدا مىكند و اين نيز محال است مراجعه به متن كنيد .
پس وجود رابط خارج از طرفين نيست و در عين حال طرفين يا جزء طرفين و يا عين يكى از طرفين و يا جزء يكى از طرفين و همچنين جدا از آن دو نيز نمىتواند باشد .
از اينجا چند نتيجه بدست مىآيد :
1 - ظرف وجود رابط همان ظرف وجود دو ظرف قضيّه است خواه اين ظرف ، ظرف خارج باشد يا ظرف ذهن .
2 - وحدت شخصى بين وجود رابط و وجود دو طرف قضيّه برقرار است .
3 - قضاياى حمل اوّلى و هليّات بسيط از وجود رابط خالى هستند .
4 - رابط در عدم محقّق نمىشود .
5 - وجودهاى رابطى ماهيّت ندارند .
توضيحات نتايج بالا در متن درس بيان شده مراجعه نمائيد .
بديهى است كه وجود رابط داراى معناى تعلّقى است يعنى ذاتش عين تعلّق به دو طرف قضيّه است حال اين سؤال مطرح است كه آيا جايز است وجود رابط از اين حالت ذاتى خويش بيرون آمده و به معناى مستقلّ برگردد يا نه ؟
مختار مرحوم استاد علّامه شقّ دوّم است يعنى عدم جواز است زيرا وجود هر معلول