2 - 7 : چرا ماهيت به شرط محمول ضرورى است
برهان اين مطلب واضح است و نيازى به تفصيل نيست . بنابراين ، ما سه مقدمهء آن را ذكر مىكنيم و از تفصيل پرهيز مىنمائيم .
مقدمهء اوّل : اگر ماهيت موجود مادامى كه موجود است جائز العدم باشد ، لازم مىآيد اجتماع نقيضين جائز باشد .
دليل آن اينكه در اين صورت جائز است ماهيت هم موجود باشد هم معدوم ، هم وجود داشته باشد هم عدم و وجود و عدم و بالتبع موجود و معدوم نقيض يكديگرند . پس جواز اتصاف ماهيت به هردو مستلزم جواز اجتماع نقيضين است .
مقدمهء دوم : اجتماع نقيضين محال است .
نتيجهء دو مقدمهء فوق اينكه « ماهيت موجود مادامى كه موجود است و از آن حيث كه موجود است جائز العدم نيست . »
مقدمهء سوم : هرچه كه جائز العدم نيست ، محال است از آن حيث كه جائز العدم نيست وجود از آن انفكاك يابد ؛ يعنى ، از آن حيث كه جائز العدم نيست ضرورى الوجود است .
نتيجه : ماهيت موجود مادامى كه موجود است و از آن حيث كه موجود است ضرورى الوجود است .
با استدلالى مشابه ، دربارهء عدم نيز ، مىتوان نتيجه گرفت كه ماهيت معدوم مادامى كه معدوم است و از آن حيث كه معدوم است ضرورى العدم است :
و ذلك انّه لو امكن للماهيّة المتلبّسة بالوجود مادامت متلبّسة ان يطرءها العدم الذى يقابله و يطرده ، لكان فى ذلك امكان اقتران النقيضين و هو محال و لازمه استحالة انفكاك الوجود عنها مادام التلبّس و من حيثه و ذلك وجوب الوجود من هذه الحيثيّة .
و نظير البيان يجرى فى الامتناع اللاحق للماهيّة المعدومة . فالماهيّة الموجوده محفوفة بوجوبين و الماهيّة المعدومه محفوفة بامتناعين .
8 : وجوب سابق و لا حق بالغيرند
براى اثبات اين مطلب در اين كتاب دليلى اقامه شده است و در اسفار دليل ديگرى . ما ابتدا دليل اسفار را ذكر مىكنيم و سپس به دليل ذكر شده در كتاب مىپردازيم .