انديشمندان براى قول خود مثالهائى نيز ذكر كردهاند و دليل اندراج آنها را در دستههاى فوق ذكر كردهاند كه نه ارزش ذكر دارند و نه مجالى براى ذكر آنها وجود دارد :
و نقل عن بعض القدماء انّهم اعتبروا اولويّة الوجود فى بعض الموجودات و اثره اكثريّة الوجود او شدّته و قوّته او كونه اقلّ شرطا للوقوع و اعتبروا اولويّة العدم فى بعض آخر و اثره اقلّيّة الوجود او ضعفه او كونه اكثر شرطا للوقوع .
و نقل عن بعضهم اعتبارها فى طرف العدم بالنسبة الى طائفة من الموجودات فقط .
و نقل عن بعضهم اعتبار اولويّة العدم بالنسبة الى جميع الموجودات الممكنة ، لكون العدم اسهل وقوعا . هذا اقوالهم على اختلافها .
4 : ابطال اولويت
برهانى كه بر اثبات وجوب غيرى ماهيت بيان شد خودبخود باطلكننده اولويت نيز هست . از همينرو ، در اينجا ، همان برهان را ، با اندك اضافهاى در مقدمهء دوم ، مجددا ذكر مىكنند و سپس به برهان ديگرى مىپردازند . ما نيز ، با عنوان « برهان اوّل » ، خلاصهء آن را ذكر مىكنيم و سپس به برهان دوم مىپردازيم .
1 - 4 : برهان اوّل
مقدمهء اوّل : اگر علت اولويت وجود يا عدم به ماهيت بخشد ، ماهيت با فرض تحقق علت نيز هنوز جائز الطرفين است .
مقدمهء دوم : اگر ماهيت با فرض تحقق علت هنوز جائز الطرفين باشد ، « سؤال لم » در مورد ماهيت قطع نمىشود .
اين مقدمه را در 2 توضيح داديم . نكتهاى كه در اينجا اضافه شده اين است كه وحدت و تعدد مرجّح اولويت بخش و بالتّبع وحدت و تعدد اولويتها تأثيرى در قطع سؤال لم ندارد .
توضيح اينكه چيزىكه موجب سؤال لم است جائز الطرفين بودن ماهيت است . حال اگر فرض كنيم مرجحى موجود شود و مثلا طرف وجود را اولويت بخشد ، چون طرف عدم هنوز براى ماهيت جائز است ، باز ماهيت جائز الطرفين است و سؤال لم قطع نمىشود ؛ پس فرض وجود مرجح اوّل موجب قطع سؤال لم نشد و براى قطع سؤال بايد مرجح ديگرى فرض كرد .